به گزارش اهروصال، حسین دوستی/ استاد شهریار در دهه پایانی عمر خود که مقارن با «اوج گیری انقلاب اسلامی» شد از عمق جان خویش به همصدایی با انقلاب اسلامی برخاست و هنرش، آیینه بی غبار انقلاب و دفاع مقدس شد. او در این سالها همچون مجاهدی فی سبیل ا… از سنگر شعر در جبهه انقلاب ایستاد و اشعار گرانقدری سرود که به یقین« مهمترین سند تاریخ انقلاب اسلامی و دفاع مقدس» محسوب می­شود.

همچنانکه رهبر عزیزمان فرموده­ اند: او در وقایع انقلاب نقش موثری ایفاء کرد و با تعقیب جزئیات انقلاب و حوادث جاری کشور، اشعاری سرود و آحاد مختلف جامعه را به تأیید و تحکیم انقلاب فراخواند.

استاد شهریار که در بیت عالمی قریب به اجتهاد متولد شده بود و همزمان با تحصیلات رسمی به تحصیلات حوزوی در تبریز و سپس در حوزه درسی شهید سید حسن مدرس در تهران نیز پرداخته بود، زیربنای اعتقادات و اشعار خود را برپایه قرآن و مضامین انقلابی احکام شرع مقدس نبوی قرار داد و در سالهای ۵۷ تا ۶۷ چنان به دفاع از آرمانهای انقلاب اسلامی قیام کرد که« شاعر انقلاب اسلامی» شناخته شده و روز وفاتش بپاس خدمات گرانقدر وی بنام« روز ملی شعر و ادب ایران» نامگذاری شد(۲۷ شهریور)

اشعار انقلابی استاد شهریار را میتوان «تاریخ منظوم انقلاب انقلاب اسلامی» محسوب کرد که همه حوادث تلخ و شیرین دهه اول انقلاب در آن مجسم و گزارش و ثبت شده است. او که از عمق جان و صمیم قلب به انقلاب اسلامی و رهبری پیامبرگونه آن ایمان داشت، در تبیین حوادث و وقایع، هوشیارانه قلم زد و در تأیید ارزشهای انقلاب اشعار ماندگاری سرود و با زبان ساده و روان خویش، مضامین و آرمانهای انقلاب را به گوش آحاد مردم رساند.

نمازجمعه از ارکان عبادی- سیاسی حکومت اسلامی بود که با انتصاب حضرت آیه ا… طالقانی به عنوان امام جمعه تهران در ۵ مرداد ۱۳۵۸ از سوی امام خمینی(ره)، بزرگترین اجتماعِ ابلاغِ تصمیماتِ نظامِ اسلامی، هفته­ای یکبار تشکیل و مردم را در جهت اهداف نظام هدایت می­کرد. سپس با انتصاب ائمه جمعه مراکز استان و بدنبال آن شهرستانها،کانونی برای هدایت و تبلیغ اهداف حکومتی بوجود آمد و بسیار موثر شد که مخالفت کفر و استکبار جهانی با اقامه نمازجمعه و متعاقب آن، ترور تعدادی از ائمه جمعه، حاکی از اهمیت نمازجمعه در تثبیت نظام جمهوری اسلامی است .

استاد شهریار به عنوان برجسته­ترین شاعر انقلاب اسلامی در حمایت از نمازجمعه و ائمه جمعه سروده­هایش را در این مسیر، سمت و سو داد و با دعوت از مردم برای شرکت در نمازجمعه، از ائمه جمعه حمایت کرد و در تکریم آنان کوشید.

وی که خود تحصیلکرده  حوزه های علمیه دینی تبریز و تهران هم بود، قداست و اهمیت روحانیت را به خوبی موردتأکید قرار داده در احترام و بزرگداشت آنان می کوشید. در شعر معروف «سروداسلام» با تأکید میگوید:« مده دامان روحانیت از دست» و سپس «ولایت فقیه» را مطرح می­کند:

–        ولایت هم به فرمان الهی

در این ایام غیبت، با فقیه است

فقیهان وارثان انبیایند

که حُکّامند و باقی مجریانند                       (ص۲۱۵)

* صفحات براساس کتاب «ناله های شباهنگی» میباشد.

این سید سلیل الاطیاب که از سیمایش نورسیادت، روحانیت و معنویت تلألو می­کرد و در سینه سینائی خود قرآنی داشت و سودای حق در جان او شعله می­کشید، در مقابل خدای متعال به نماز ایستاده و از            « معراج= نماز» و «وضو» ،«رکوع» و«سجود» ترانه های زیبایی می­ساخت:

سری افتاده به خاک و پری افشانده به افلاک

رفرف آسا  رهِ معراج بپوییم خدا را

گوئی آن نخله طوریم که در سینه سینا

سری از خاک برآریم و بروییم خدا را

به وضویی که سحر خیزتر از هر گل مریم

صدچمن سروچمانِ لب جوییم خدا را

به رکوع و به سجودست که چون چنگ خمیده

دادی از مویه ستانیم و بموییم خدا را

گر گلی نیز ببوسیم و ببوییم عجب نیست

                که به هر حال ببوسیم و ببوییم خدا را   (ص۱۴۵)

و با همان اعتقاد و عشق و ایمان، نماز جمعه را در اشعار خویش به تأکید و تأیید می­سرود و آن را «دشمن شکن» ،«صف خاص و عام» و « ممنوع کننده فسق فاحش» می­خواند:

نماز جمعه دشمن شکن را

به پا دارید در اقطار کشور

به هرتکبیر او مستکبران را

               خلد در حلق و حنجر خار و خنجر   (ص۷۶)

**

ایمان صف خاص و عام دارد

خاص آنکه صف عوام دارد

صف­های نمازجمعه ، اخلاص

     در پشت سر امام دارد  ( ص۱۵۸)

**

نمازجمعه­ات با هر اذان گوید به مأذن­ها

که دیگر فسق فاحش در جهان مأذون نخواهد شد(ص۱۹۸)

و از آیت ا.. طالقانی – اولین امام جمعه جمهوری اسلامی – چنین با عظمت یاد می­کند:

مجاهد آیت ا.. طالقانی

           به نستوهی و بستیزی اباذر  (ص۸۰)

**

ابوذر دگری بود طالقانی ما

            که با شکنجه طاغوت شهره بود و شهیر  (ص۱۰۰)

«طالقانیِّ » گرانقدری بُد

که نگنجد به مقادیر حساب

                                                             (شهریار و انقلاب اسلامی-ص۱۱۸)

و ائمه جمعه را «نائبان امام» و وجودهایی مغتنم می­شمارد:

چه نائبان امامند ائمه جمعه

        که شیر حمله ایشان به خطبه­ها غُرّید (ص۱۱۶)

چه مغتنم حضرات ائمه جمعه

که مقتدای امام مُدبّرند و مدیر  (ص۱۰۲)

و آنگاه که با توطئه دشمن، این ائمه جمعه را به شهادت می­رسانند و آنها به «شهید محراب» معروف می­شوند، استاد شهریار قصیده­ای در ۴۲ بیت بنام «شهید محراب» سروده و در رثا و مدح هریک از شهدای محراب و چند شهید بزرگوار از مقامات دولتی ابیاتی می­نویسد. این قصیده در کتاب شهریار و انقلاب اسلامی –صص ۱۲۰-۱۱۷ » چاپ شده است .

در سروده­های دیگرشان نیز ابیاتی در حق «شهدای محراب» بدین شرح آمده است:

شهیدانی که چون مولی الموالی

                       به خون محراب و مسجد کرده رنگین   (ص۲۱۶)

و سپس یکایک شهدای محراب را در اشعار متنوع خود نام می­برد:

     شهید قاضی و قدّوسی عزیز که گفت :

                    و فی القصاص حیات و عزّک التعزیز  (ص۱۰۴)

**

صدوق و اشرفی اصفهانی و مدنی

                   چو دستغیب به محرابشان شهیق و زفیر  (ص ۱۰۳)

**

چه صدوقیّ و چه دست غیبی

                                                 کز بدایت به نهایت آداب (شهریار و انقلاب اسلامی – ص۱۱۸)

**

آیت ا.. مدنی هم از ما

گوهری بود نظیرش نایاب

پیر هفتاد و علیرغم مشیب

شیر کوشائی و سرمشق شباب

چون درخشنده شهابی لیکن

چه شهابی که گلاویز سحاب

او درخشنده تر از کوکب صبح

در شبی تیره­تر از پرّ غراب

طاوسی بود بهشتی لیکن

حمله­اش حمله شاهین و عقاب

شفقی برق زد و غائب شد

به شتابی که درخشنده شهاب

سر به محراب عبادت پر زد

طائر عرش به خون کرده خضاب

سجع مولا علی­اش نقش نگین:

«اسدا…  شهید محراب »

او علی بن ابی طالب بود

تا که باشد عُمر بن خطاب

خلوتی با ملک العرشم بود

جُستم احوال شهیدان در خواب

خود صدای«مدنی» بود که گفت :

شهریارا« وَلَهُم حُسنُ مَآب»

                                                                         (شهریار و انقلاب اسلامی – صص۱۲۰-۱۱۹)

شهید محراب، اسدالله لار

              بیزیم ساقیمیز، قان شرابیمیز (ص۲۳۱)

آیت ا… مدنی کیمی

گون باتارسادا وار مهتابیمیز

آیت ا… مشکینی تک نور

               آلار دعای مستجابیمیز (ص۲۳۵)

**

دستغیبی که به شیراز عَلَم شد به شهادت

              خود شهیدان سزدش شاهد طنّاز بخوانند  (ص۱۴۷)

استاد شهریار غزلی را با عنوان «قیام شهدا در رکاب مهدی(ع)، سروده و در آغاز آن گفته است :

–        این غزل مربوط به شبی است که خبر شهادتِ علامه دستغیب را – در شیراز شنیدم ،آن که سرتا پا نور و روح بود… او که « روح مجسم» بود .

                                       (انقلاب در شعر شهریار،ص۲۴)

و در بیتی از آن چنین سروده است :

بلی ، شهادت « علامه دستغیب » به شیراز

چه آتشی که به دلها زد و چه تاب و تب آموخت

(شهریار و انقلاب اسلامی – ص ۱۲۱)

امّا تعلق خاطر شهریار نسبت به امام جمعه سابق تبریز- مرحوم حضرت آیه ا… ملکوتی – بیشتر از دیگران بود و همیشه ایشان را می­ستود و به نیکی یادشان می­کرد:

چه جلوه ملکوتی امام جمعه ماست

به سان آینه  با یک جهان صفای ضمیر(ص۱۰۲)

آیت ا… ملکوتی تک

                امام گؤنده رن گول گولابیمیز (ص ۲۳۵)

استاد در مراسمات گوناگونی که در زمان حضور آیت ا… ملکوتی در تبریز برگزار می­شد شرکت نموده و بارها در مراسم اعزام و بدرقه رزمندگان اسلام در کنار امام جمعه تبریز قرار گرفته و در تجلیل رزمندگان و در اهمیت دفاع از وطن و انقلاب اسلامی شعر خوانده بود. در یکی از همین مراسم، حضرت آیه ا… ملکوتی، انگشتری خودشان را به استاد هدیه کرده بود . استاد شعر زیر را خطاب به امام جمعه تبریز سروده و درخواستی هم از ایشان کرده بود:

آیت ا… ملکوتی منه لطف ائیله دی خاتم

او فتوّتله کی مولا اوزویون سائله وئردی

یا که مشهدده امام رضا سلطان ولایت

صله عنوانیله اؤز جُبّه سینی دعبله وئردی

منیم عمّامه میده قایتارا بیلسه دیه بیللم

تازادان تاج سیادت منه اسلام صله وئردی

استادشهریار که در دوره جوانی در حوزه علمیه تبریز درس خوانده و با علامه طباطبائی هم بحث بوده و سپس در حوزه علمیه تهران از میرزا محمدحسین شمس العلماء و شهید مدرس تلمذ کرده و مدتی نیز ملبس به لباس روحانیت شده بود، با این ابیات از حضرت­آیه ا… ملکوتی خواسته بود که او را ملبس به لباس روحانیت کرده و عمامه سیادت بر سر او بگذارد.

حضرت آیه ا… ملکوتی ضمن تجلیل از خدمات استاد شهریار ، یک دست لباس روحانیت تهیه کرده بود تا ایشان را ملبس نماید. لکن موقعیت فراهم نشد تا زمانیکه استاد دارفانی را وداع گفتند و این درخواست استاد در لحظه تشییع جنازه به یاد آیت ا… ملکوتی افتاد. ایشان دستور دادند عمامه­ای سیاه بر روی تابوت استاد گذاشتند و پیکر مطهر شهریار بزرگ شعر ایران به همان ترتیب و به صورت خیلی باشکوه تشییع شد.(شهریار، انقلاب اسلامی و قفقاز- ص۶۰)

پایان سخن

شهریار شعر ایران، مرحوم سیدمحمدحسین یهجت تبریزی متخلص به شهریار، شاعری ملی، متدین و انقلابی بود که از عمق جان به انقلاب اسلامی لبیک گفت و با سروده­های ساده و روان خویش، مردم را به سوی انقلاب فرا خواند. او از هیچ موقعیتی برای تبلیغ اسلام، بی تفاوت نگذشت و برای جزئیات انقلاب، شعر سرود تا ضمن ماندگار ساختن آرمانهای انقلاب، خود نیز به وظیفه تاریخی خویش عمل نماید. شهریار این همه «جهاد قلمی» را صادقانه و عاشقانه انجام داد و انقلاب اسلامی را موجب حیات مجدد خود و فرصتی برای بندگی می­خواند. یادش گرامی باد.

منابع :

۱٫      انقلاب در شعر شهریار / دفتر نشر فرهنگ اسلامی/۱۳۶۶ / تهران.

۲٫      شهریار، انقلاب اسلامی و قفقاز/ جلال محمدی/ انتشارات هادی/۱۳۹۳/ تبریز

۳٫      شهریار و انقلاب اسلامی/ اصغر فردی/ انتشارات بین المللی الهدی /۱۳۷۲ /تهران

۴٫      ناله­های شباهنگی / جمشید علیزاده/ اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان آذربایجانشرقی /۱۳۸۹/ تبریز.