به گزارش اهروصال، جابجایی های یک شبه و ضربتی در واحد های دانشگاه آزاد چیز عجیبی نیست بالاخص اگر دانشگاه آزاد تبریز باشد. با اجرایی شدن طرح تجمیع ۲ دانشگاه آزاد اسلامی در استان آذربایجان شرقی، قبل از اینکه اوراق این طرح به تبریز برسد جواد انگجی با حذف شدن پست معاونت امور بین الملل دانشگاه آزاد، در اولین فرصت خود را به تبریز رساند تا میز ریاست بزرگترین واحد دانشگاهی استان را از علی رضایی تحویل بگیرد. هرچند اگر پست انگجی هم در تهران حذف نمی شد و میرزاده بالاجبار او را به تبریز نمی فرستاد باز هم سیستم سیاسی حاکم بر استان و دانشگاه آزاد اجازه نمی داد مدیریت کل واحد های استان در دستان یک اهری باقی بماند و دیر یا زود جانشینی برای علی رضایی پیدا می کرد.

اما با رفتن رضایی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز اولین شوکی که بر اساس قاعده باید به بدنه دانشگاه وارد می شد با سرعتی عجیب به میدان انتخابات مجلس در حوزه انتخابی اهر و هریس شیفت پیدا کرد. این شوک را بیش از هر چیز می توان در آرایش میدان رقابت بین نامزدهای احتمالی این انتخابات مشاهده کرد. آرایشی که تا قبل از خروج رضایی از اتاق ریاست دانشگاه آزاد تبریز، کم و بیش همان آرایشی بود که در اولین روزهای بعد از انتخابات دوره قبل شکل گرفته بود.

برای درک بهتر شرایط حاضر و شناخت دقیق از آرایش میدان رقابت انتخاباتی در اهر نگاهی اجمالی می اندازیم به موقعیت نامزدهای احتمالی انتخابات اسفند ۹۴٫

عباس فلاح اگر در زبان هم بگوید که علاقه چندانی به حضور دوباره در مجلس ندارد، قطعاً در باطن هنوز از صندلی سبز رنگش در مجلس قطع امید نکرده و از کوچکترین کورسویی برای حفظ این صندلی استفاده خواهد کرد.

شهریار ممی خانی اگر در انتخابات دوره قبل مجلس بی تجربه بود و خود را از داشتن ستاد نیز بی نیاز می دید و تا قبل از روز رای گیری تصور می کرد؛ پیروز میدان است، حالا دیگر آن سیاست پیشه ی بی تجربه ۴ سال پیش نیست و گام هایش را دقیق و محکم و حساب شده بر می دارد. آنچنان که از همین حالا خیلی از بازیگران میدان سیاست در اهر تخم مرغ هایشان را در سبد او سرمایه گذاری کرده اند.

مهدی حسینیان هم که در عین جوانی و در اولین حضورش در انتخابات مجلس نهم با یازده هزار رای در جایگاه چهارم ایستاد زنگ خطر را برای رقبای خود به صدا درآورد و در انتخابات پیش رو هم به راحتی از میدان بدر نخواهد شد. در کنار حسینیان، احمدمحرم زاده هم اگر کار خاصی از دستش برنیاید حداقل می تواند رای دوره گذشته خود را تکرار کند. ارسلان کاظم پور هم همچنان با چراغ خاموش حرکت می کند تا اینکه روزنه ای برای تایید صلاحیت مجدد پیدا کند که اگر چنین باشد به تنهایی کم از محرم زاده و حسینیان ندارد. در کنار گزینه های فعال شناخته شده در دوره های قبل؛ صولت همت جو بیش از دیگر چهره های جدید فعال تر می نماید و به نظر می رسد با حساب و کتاب وارد این عرصه شده است. باقی افراد حاضر در میدان نیز می توانند روی ده، بیست هزار رأی باقی مانده مانور بدهند و برای آتیه خود اعتبار کسب کنند.

از میان گزینه های مطرح با نظر داشتن موقعیت و وزن هر کدام از ایشان و جامعه و سابقه رای مردم اهر و هریس در ادوار گذشته، می توان شانس ممی خانی برای تصاحب کرسی مجلس را بیش از سایرین دانست. عباس فلاح با توجه به وضعیت و موقعیت فعلی، مقبولیت انتخابات گذشته را ندارد و سنت شکل گرفته در چند دوره اخیر مبنی بر  عدم اعتماد در دو دوره متوالی به یک نفر، شانس فلاح در مقابل ممی خانی را کم کرده است، با این وجود اما فلاح هنوز هم شانس کمی ندارد و در صورت بروز کوچکترین لغزشی از سوی رقبا می تواند همه را شگفت زده کند.

محرم زاده هم هرچند در دوره ی گذشته جایگاه سوم را کسب کرده اما موقعیت و فعالیت های فعلی اش در حدی نیست که شانس بیشتری برای او در نظر گرفته شود.

حسینیان در این میان اما شرایط ویژه ای دارد. نفر چهارم دور گذشته در همان تجربه اول نشان داده که شناخت خوبی از زوایای مختلف میدان رقابت دارد و با تیم مجربی که در اختیار اوست جامعه هدف اش را خوب انتخاب کرده است. حسینیان خوب می داند که رای کدام طبقه می تواند او را شگفتی ساز این انتخابات کند. همین که او یک سال مانده به انتخابات با برگزاری جلسات خانگی به یارگیری از میان فرهنگیان پرنفوذ اهر می پردازد و در این جلسات توان خود را بیش از هر چیز بر نقد ممی خانی متمرکز می کند، نشان از هوش سیاسی این فرد دارد.

اما در این عرصه از کنار سه اسم دیگر نمی توان به سادگی عبور کرد؛ علی رضایی، ولی اله دینی و غلامحسین مسعودی ریحان. مسعودی ریحان خود بهتر از هر کسی می داند که تنها شانس او برای بازگشت به عمارت بهارستان، استانی شدن انتخابات مجلس و رای او در میان قره داغی های مقیم تبریز است. اما همین که وی نامه می نویسد و فلاح را به مناظره می خواند و نماینده مجلس را مجبور به واکنش می کند؛ نشان از تمایل او برای (حداقل) تاثیر گذاری در انتخابات آتی است.

تا قبل از اجرایی شدن طرح تجمیع ۲ دانشگاه آزاد، رضایی و دینی هم تقریباً موضع مشترکی در قبال انتخابات آتی مجلس در حوزه اهر و هریس داشتند. علی رضایی بر کرسی ریاست بزرگترین واحد دانشگاهی آزاد در استان تکیه زده و بیشترین توجه اش به انتخابات مجلس در حد حمایت از نامزد مورد نظرش بود. ولی اله دینی هم با توجه به سابقه و تجربه حضور در مجلس و هشت سال حضور در سطح بالای سیستم اجرایی کشور یکی از ایده آل ترین گزینه ها برای نمایندگی مجلس بوده و هست اما جامعه اهر برعکس انتخابات ریاست جمهوری و مجلس خبرگان در انتخابات مجلس به هیچ عنوان دید کلان و آینده نگری به کار نمی گیرد و سوابقی از این دست یخ اهری ها را آب نمی کند. در چنین شرایطی تمایل و رای دوباره مردم اهر به دینی کمی بعید به نظر می رسد و دینی هم در کنار رضایی چاره ای جز حمایت از نامزدی خاص ندارد.

شاید هیچکدام تا به امروز مستقیماً در این باب سخنی بر زبان نرانده باشند اما با در نظر داشتن موقعیت نامزدهای احتمالی و با توجه به قراین و شواهد نظر مساعد رضایی و دینی متوجه ممی خانی خواهد بود.

حال با کنار رفتن رضایی از ریاست دانشگاه آزاد تبریز موقعیت ترسیم شده از میدان رقابت انتخاباتی در اهر چه تغییری بر خود خواهد دید؟

کنار رفتن یکباره رضایی از ریاست دانشگاه آزاد تبریز خواه ناخواه چینش نامزدهای فوق الذکر و تحلیل های پیرامون آن را بهم خواهد ریخت. علی رضایی بدون شک سابقه درخشانی هم در مدیریت دانشگاه آزاد اهر و هم در مدیریت دانشگاه آزاد تبریز دارد و محبویت او در میان طبقه متوسط و قشر فرهیخته اهر قابل کتمان نیست. همین سابقه و محبویت همواره رضایی را به یکی از گزینه های مطرح انتخابات مجلس در اهر بدل ساخته است هرچند که او هیچگاه نشانه ای از تمایل برای حضور در این عرصه بروز نداده است اما امروز شرایط کاملاً تغییر کرده است. رضایی دیگر در سطح عالی مدیریت دانشگاه آزاد حضور ندارد و با اینکه جایگاه علمی او محفوظ است اما جایگاه مدیریتی و اجرایی او در هاله ای از ابهام قرار دارد. همین ابهام می تواند او را مجاب کند که بجای حمایت از نامزدی مشخص، خود پا به میدان بازی گذاشته و سرنوشت و آینده کاری خود را خود رقم بزند.

اگر این پیش بینی تحقق پیدا کند و رضایی وارد عرصه انتخابات شود آرایش این میدان رقابت کاملاً بهم خورده و پیش بینی نتیجه انتخابات بسیار دشوار خواهد شد.

حمایت رضایی از ممی خانی شرایط او در مقابل فلاح و حسینیان را بهبود می بخشد و عدم این حمایت، او را از این امتیاز بی بهره می سازد. همانطور که گفته شد محبوبیت و مقبولیت رضایی در میان طبقه متوسط و قشر فرهیخته اهر کاملاً مشهود است و او می تواند با حمایت علنی از ممی خانی رای او در میان این قشر را افزایش دهد. تمرکز حسینیان روی این طبقه و نقد صریح ممی خانی در میان آنها، نشان می دهد که وی دریافته است که برای شکست دادن ممی خانی باید این طبقه را از رای دادن به او منصرف کند.

حال با حضور رضایی در انتخابات، رایی که می تواند فقط به ممی خانی یا فقط به رضایی تعلق گیرد میان این دو نفر تقسیم خواهد شد و در این میان شانس به فلاح و حسینان رو خواهد آورد. هرچند این احتمال هم وجود دارد که حتی با حضور همزمان ممی خانی و رضایی یکی از این دو نفر پیروز این رقابت باشد.

روزها و ماه های باقی مانده تا انتخابات آتی مجلس آبستن حوادث مهمی است و هر تصمیم و حرکتی از سوی این افراد تاثیر مستقیمی در نتیجه انتخابات پیش رو خواهد داشت. ضمن اینکه در این نوشتار عمدتا بر چهره های شناخته شده در دوره های گذشته انتخابات مجلس توجه و تکیه شد وگرنه ورود هر چهره جدید پرتوان می تواند بر انتخابات مورد بحث تأثیر گذاشته و نتیجه آن را دگرگون سازد.

منبع: وبلاگ شخصی مرتضی خضوعی