مرتضی یوسف زاده در اهروصال نوشت؛

در بایگانی تاریخ آنچه ماندگار و سند تاریخی است ،دست نوشته اصحاب قلم و عملکرد صاحبان مناصب خواهد بود  که این اصل از تراوش های عقلی ،عملی و ذاتی آنان در طول دوره خدمت ساتر میشود.

در رزومه چندین ساله یک تفکر تحلیلی در اهر شبیه دولت بنفش، پشت کردن به خاستگاه واقعی مردم و تکرار عقده های شخصی در قالب نقد و رفتار عقده گشایی از برخی جریان ها، تنها راهکار برون رفت از مشکلات فراگیر بوده واز آن بهره برداری شده است.

از نقاط مشترک مدرنیزه سازی این کانال فکری و دولت بنفش ،القای تمدن سازی مدرن، تحت شرایط همسو و در مراتب هم راستا بوده است، منظور از این بیان در فهم ساده تر اینکه دولت بنفش ارتباط با آمریکا را به عنوان کدخدا سرلوحه هر عملی میداند و  معدود اصحاب قلم در اهر ،کوشش برای طرح عقب ماندگی زبان آذری و موسیقی عاشیق را راهکار جذب و جلب عده محدود می پندارند و معیار توسعه و تمدن بدون بحث توسعه عمرانی، تولیدی و گردشگری کثرتا در این عناوین خلاصه میشود.
اما خزان عمر و تاریخ زودگذر وقتی به سرعت برق و باد طی میشود، انوار مشکات روشن شده و زبان متفکرین و داعیه داران فرهنگی گشوده شده و صحبت از توسعه عمرانی و فرهنگی اهر و افسوس از زیباییها و گردشگری مشکین شهر را مطرح میکنند و در ناچاری و ناکارآمدی عین دولتمردان همه مشکلات را بر گردن یک نفر می اندازند یعنی علت و دلیل عقب ماندگی را همین شخصیت میدانند و به جامعه القا میکنند.
گاه نگاه احساسی و عدم رویکرد علمی وعملی به توسعه فرهنگ گردشگری ،حرکت را به سمت فرهنگ دوسویه و غیرموثر همچون موسیقی عاشیق و گسترش زبان مادری معطوف میکند و از کاروان توسعه باز میدارد.
جای سوال اینکه آیا این مقوله هایی که بیشتر بر آنها متمرکز شده ایم، آیا در اهر متجلی شده و نق زدن های بسیار منتج به نتیجه مطلوب گشته و در   کدامین روند توسعه جا باز کرده است و چرا ما بیشتر به این عناوین گیر داده ایم؟!
راهکار چه بود؟ اگر از زبان ترکی و عاشیق به توسعه عمرانی و گردشگری عبور منصفانه و معقولانه می کردیم  و بر داشته های بالقوه و طبیعی منطقه بیشتر متوجه بودیم و از تفکر آرمانی و رویایی به سمت توسعه گردشگری ابزار تولید و اشتغال بهره و تمرکز می جستیم، اکنون وضعیت عمران و آبادی ما این نمیشد و ما حسرت مشکین شهر و کباب و قینرجه و گردشگری آن را نمیخوردیم.
در ادبیات و لحن برخی افراد هرچند در ظاهر رفتار دلسوزانه باشد اما در تلالو  افکار باطنی سیاق پوپولیستی و سکولار را نمیتوان انکار کرد .
علی ایحال ریشه تمامی این مشروحات در نگاه سطحی و هیجانی خلاصه شده است .و به حق باید گفت:نمیتوان بدون تحقیق عقلی و نقلی معتبر در تفکری درجا زد و از تحقیق و ملاک جعلی و غیرواقعی به نتیجه مطلوب رسید و انگشت انگ زنی را دلیل توسعه دانست.