اکران فیلم سینمایی یتیمخانه ایران از ۵ دیماه در سینما قدس اهر
اهروصال: فیلم سینمایی یتیمخانه ایران از تاریخ ۵ دیماه به مدت ۵ روز در سینما قدس شهرداری اهر اکران میشود بازدید برای عموم علاقهمندان آزاد میباشد زمان اکران روزانه این فیلم از ساعت ۱۶ الی ۱۸ خواهد...
به گزارش اهروصال، طبق هماهنگیهای بهعملآمده، فیلم سینمایی یتیمخانه ایران از تاریخ ۵ دیماه به مدت ۵ روز در سینما قدس شهرداری اهر اکران میشود بازدید برای عموم علاقهمندان آزاد میباشد زمان اکران روزانه این فیلم از ساعت ۱۶ الی ۱۸ خواهد بود.
فیلم سینمایی «یتیمخانه ایران» تازهترین فیلم ابوالقاسم طالبی از چندی پیش در سالنهای سینما رونمایی شد. داستان فیلم نسبت به روایتهای مرسوم سینمایی این دوران، بر پایهیک ماجرای تاریخی بکر است و «قطحی بزرگ» در ایران را به تصویر کشیده است؛ ق
قطحی که یکی از ضربات جبرانناپذیر استعمار بر مردم ایران را بهخوبی به تصویر میکشد، ولی همچنان نشان کمرنگی از آن در صفحات تاریخ دیده میشود.
این قحطی که ما بین سالهای ۱۲۹۶–۱۲۹۸ هجری شمسی (۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ میلادی) در ایران رخ داد، مصادف با جنگ جهانی اول بود. در جریان این جنگ، بهرغم اعلام بیطرفی از سوی حکومت ایران، بخشهایی از ایران توسط نیروهای انگلیس و روسیه اشغالشده بود. انگلیسیها برای تأمین آذوقه، اقدام به خرید کالاهای ایرانی از تجار به قیمتی بالاتر از قیمت مرسوم میکردند و تجار نیز تمام انبارهایشان را به انگلیسیها میفروختند.
نتیجه اینکه مواد غذایی در ایران بسیار کاهش یافت و قیمت گندم در کشورمان سر به فلک کشید. انگلیسیها مشکلی برای خرید باقی غله باقیمانده نداشتند؛ اما خرید اندک آذوقه باقیمانده توسط ایرانیها از توان مالیشان به دور بود و در ضمن کفاف مردم این مملکت را نیز نمیداد. در نتیجه بسیاری از مردم ایران بهواسطه رقم خوردن این شرایط و همچنین برخی عوامل دیگر نظیر همهگیری آنفلوانزای اسپانیایی در ۱۹۱۸، فوت کردند.
در وقوع این فاجعه انسانی که کسر قابلتوجهی از مردم ایران را در آن دوران کشت، تردیدی وجود ندارد اما درباره آمار کشتهشدگان در میان مورخان اختلافهای فاحشی مشهود است. همچنین درباره عوامل تأثیرگذار در این فاجعه نیز روایتهای متفاوتی وجود دارد و روایتهای تاریخی بهواسطه عدم انتشار همه اسناد طبقهبندیشده درباره آن دوران، دقیق نیست و بعضاً جهتدار است.
برای نمونه محمدقلی مجد که یکی از نویسندگان درباره این فاجعه است، احتمالاً بهواسطه ریشه داشتن در خاندانهای قجری، به نقش حکام و خاندان قاجر در دلالی غله و فروش آذوقه مردم ایران به انگلیس اشاره نمیکند و عمدتاً سخن از تجار و بازاریان به میان میآید. بااینحال، قرار نیست یک فیلم سینمایی، نقش یک اثر مستند را داشته باشد و به همین دلیل، در زمان تماشای «یتیمخانه ایران»، چنین انتظاری از ابوالقاسم طالبی نمیرفت.
همزمان با اکران این فیلم سینمایی، نقدهایی به این اثر وارد شده؛ اما سوای مباحث روایی و فنی که در جای خود قابلطرح است، این فیلم سینمایی بهواسطه سوژه و بستر روایی که انتخاب میکند، اثری ارزشمند و ماندگار است که باید به تماشایش نشست و کوشید تا در آینده نیز روایات قویتری درباره این مقطع تاریخی در بستر داستانهای پرکششی خلق شود و بر پرده سینماهای ایران و جهان نقش ببندد.
اگر «یتیمخانه ایران» درباره هولوکاست بود و اثری با همین وزن داستانی و همین فرم به جنایت نازیها علیه یهودیان میپرداخت، احتمالاً شاهد یکی از فیلمهایی بودیم که در دنیا مورد تقدیس واقع میشود. درباره هولوکاست بهطور متوسط هر سال یک فیلم ساخته میشود و قریب به اتفاق این فیلمهای سینمایی بهشدت مورد توجه بینالمللی قرار میگیرند که بخش عمدهای از این توجه نیز سوای ارزشهای سینمایی و صرفاً بهواسطه مضمون است.
به نظر میرسد، درباره فیلمهایی چون «یتیمخانه ایران» نیز باید شاهد چنین نگاهی باشیم و در کنار ارزیابیهای مرسوم فنیِ سینمایی، روی مضمون که پس از این سالهای طولانی از عمر سینمای ایران بالاخره به تصویر کشیده شده، تمرکز بیشتری داشت و با این نگاه، تماشای «یتیمخانه ایران» را از دست نداد.