نگاه عکاس اهری به ثبت لحظه ها
به گزارش اهروصال به نقل از آرخا، بیشتر ما عکس را لحظهای میدانیم که مینشینیم جلوی دوربین عکاسی و ژست میگیریم که عکسی خوب به یادگار بگیریم. یا وقتی که به مسافرت میرویم از...
به گزارش اهروصال به نقل از آرخا، بیشتر ما عکس را لحظهای میدانیم که مینشینیم جلوی دوربین عکاسی و ژست میگیریم که عکسی خوب به یادگار بگیریم. یا وقتی که به مسافرت میرویم از خودمان و از اطراف آنقدر عکس میگیریم که بتوانیم در آینده تمام آن لحظاتمان را بهعنوان خاطره ثبت کنیم. اما اینها تنها لحظاتی نیستند که با دوربینهای عکاسی ثبت میشوند، خیلی از لحظهها هستند که شاید اصلا شیرین نباشند اما عکاسهای حرفهای ثبت آن لحظهها را برای خود یک وظیفه میدانند. عکاسی از حادثههایی مثل مردمی که سیلزده یا زلزلهزدهاند یا عکاسی از موقعیت و اتفاقاتی از این دست حتما خیلی سختتر از عکاسی سوژههای شیرین است اما این اتفاقات هم قسمتی از تاریخ است که نیاز است ثبت شوند. عکسهایی از این دست درواقع لحظههایی هستند که عکاسان برای انتقال حال و روز آن جامعه ثبتاش میکنند.
معصومه فریبرزی جزو عکاسانی است که زلزله اهر را از مراحل کمک رسانی به آسیبدیدگان، بهسازی خانهها، راهها و… از صفر تا۱۰۰ عکاسی کرده است: «برای بسیاری از مردم، دیدن صحنههای زلزله معادل است با درد و رنج و غصه خوردن و در آن شرایط حتی ذهنشان هم به سمت عکاسی نمیرود. اما برای عکاسان هر حادثه تلخی هم یک فرصت است تا بتوانند با هنری که دارند برای امدادرسانی و ابراز همدردی عکسهایی کارا بگیرند! برای همین هم است که در چنین حوادثی عکاسان و خبرنگاران برای انعکاس حادثه رخ داده بهعنوان اولین نفرات آنجا حاضر میشوند. آنها میخواهند با انعکاس خبرها و عکسهای آن حادثه عمق فاجعه را نشان دهند و موجی از همدردی و کمکهای مردمی را برای مردم آن حادثه سرازیر کنند.»
معصومه از سال ۸۹ که دوربین حرفهای گرفت عکاسی را بهطور حرفهای شروع کرد. پایاننامه کارشناسیاش در رشته ارتباط تصویری را باعنوان عکاسی تبلیغات از آغاز تا امروز انتخاب کرد: «بعد از فارغالتحصیل شدنم مجموعه عکسهای زیادی را کار کردم اما زمانی که زلزله اهر اتفاق افتاد با اینکه تا آن زمان با هیچ رسانهای همکاری نداشتم اما از تمام اتفاقات آن حادثه عکاسی کردم و بعد هم عکسها را در صفحهام در شبکه اجتماعی گذاشتم و همان زمان از طرف چند رسانه مطبوعاتی پیشنهاد همکاری گرفتم تا از وضعیت آنجا برایشان عکسهای بیشتری بگیرم.»
او معتقد است عکاسان خبری و مستند با عکسهایشان در اتفاقاتی از این دست تأثیری شگفت دارند و موجب امدادرسانی هرچه سریعتر و بهتر میشوند: «بعد از مدتی که از زلزله اهر گذشت با شرایط سختی که وجود داشت همه عکاسان آنجا را ترک کردند و تنها من بودم که از روز به روز وضعیت زلزله زدهها، ساخت و سازها و غیره عکس میگرفتم و برای رسانهها و مطبوعات میفرستادم. بعد از مدتی هم نمایشگاهی از عکسهایم در تهران گذاشتم و کمکهای بسیاری برای مردم اهر جمعآوری شد. بعد از آن هم خیلی از مردم و مطبوعات و خیریهها من را بهعنوان رابطی برای کمک به مردم این منطقه میشناختند چه از لحاظ ارتباط زبانی با آنها و چه کمکهایی که میخواستند برای زلزله زدهها بفرستند.» بهگفته این عکاس جوان ثبت لحظههای ناب، هدف هر عکاسی است، اما لحظههای ناب با لحظههایی که به طور تصادفی پیش میآیند بهکلی از هم متفاوت هستند. حالت دوم هم زمانی است که عکاس از روی خوش شانسی موفق به گرفتن عکس دلخواهش میشود: «از میان همه عکسهایی که در مجموعه زلزله اهر گرفتم یکی از عکسها را بیشتر از همه دوست دارم، عکسی که در زمستان گرفتم. بچههایی که در چادر نشستهاند و به بیرون نگاه میکنند. این عکس آنقدر تأثیرگذار بود که بعد از آن تصمیم گرفتم تمام مراحل زندگی مردم آن منطقه را پیگیر باشم و عکاسی کنم.»
معصومه جزو اولین نفراتی بود که در شهر کوچک اهر عکاسی را شروع کرد: «اوایل شرایط برایم خیلی سخت بود. آن زمان مجبور بودم برای عکاسی از روستاها با معلمهای روستا که در شهر زندگی میکردند هماهنگ کنم و با ماشین آنها به آنجا بروم، چون رفت و آمد در برف و سرما و آن راههای روستایی برایم بسیار مشکل بود. اما کم کم ذهنیتها تغییر کرد. تا جایی که ما الان آنقدر عکاس و علاقهمند به عکاسی داریم که در فکر تشکیل انجمن عکاسی هستیم. امیدوارم هرچه زودتر شرایط فراهم شود و این انجمن را بهعنوان جایی برای عکاسان این شهر و روستاهای اطراف که میخواهند دور هم جمع شوند راه اندازی کنیم تا عکاسانی که الان بهطور آماتور مشغول عکاسی هستند به عکاسان حرفهای تبدیل و از این منطقه عکاسان بنامی وارد عرصه عکاسی شوند.»
بهنظر او برای فراگیری عکاسی دورههای آکادمیک بهتنهایی کافی نیست: «علاقهمندان باید درکنار دورههای آموزشی برای تجربه کسب کردن هم تلاش کنند و مطالعه هم داشته باشند. این روزها عکاسی مستند میان جوانان بسیار طرفدار پیدا کرده است. چون جوانان امروز دوست دارند سوژههایی که در زندگیشان وجود دارد، درد و رنج، خوشی و سرگرمیهایشان را با گرفتن عکسهایشان نشان دهند.» او فضای اهر را با وجود اینکه شهری کوچک و با کمبود امکانات است، دیاری هنری میداند: «اهالی اهر هنردوست هستند در هنرهای مدرن فکر میکنم خیلی جای پیشرفت دارد. اما تعداد کمی از آنها که در عرصههای هنری این شهر فعالیت دارند، خوب کار میکنند. خیلیها آرام و خاموش و در خلوت کار میکنند یا به دلیل نبود بازارهای هنری و یا مکانی برای تدریس به شهرهای دیگر میروند.»
معصومه پیشنهادهایی را به علاقهمندان برای پیشرفت در عکاسی دارد: «برای اینکه عکاسی حرفهای شوید، کوشش، مطالعه، تجربه و خلاقیت را فراموش نکنید. برای اینکه عکسهای خوبی بگیرید باید زیاد عکس ببینید و زیاد عکس بگیرید. دیدن عکسهای عکاسان دیگر برای یک عکاس، حکم مطالعه تخصصی را دارد. برای عکسهای خودتان هم نظر عکاسان دیگر و هم نظر غیر عکاسان را بگیرید چون هر قشر، نظر خاص خودش را دارد که در کار خیلی به شما کمک خواهد کرد. هنگامی که عکاسی میکنید سعی کنید شما بر شرایط حاکم غلبه کنید نه شرایط بر شما. اگر این طور شد شما موفق شدهاید شرایط را با کنترل خود به فضایی برای عکاسی تبدیل کنید و بهترین مکان، تنظیمات و زاویه را انتخاب و عکس های بسیار ماندنی و ارزشمندی بگیرید. باید سریع باشید و با فضا ارتباط مثبت برقرار کنید. در ضمن سعی کنید عکس خبری را با هنر و ذوقتان آمیخته کنید تا در انتقال بهترین حس به بیننده موفق باشید
http://iran-newspaper.com/?nid=5875&pid=16&type=1

