محتضری به نام فرهنگ!
پس از پایان دور شایعات و تکذیبیه ها بالاخره صفی پور کرسی مدیریت را تسلیم محمد پور کرد و این در حالی است که فرهنگ همچنان قربانی سلیقه های سیاسی کاران...
به گزارش اهروصال به نقل از آناج، نیر حیدری: در تب و تاب تغییرات افراطی مدیران دولت اعتدال آنچه در ماه های اخیر به طور گستردهای بین نهادهای فرهنگی و رسانه ها شایع گشت، خبر تغییر احتمالی مدیر کل سازمان فرهنگ و ارشاد آذربایجان شرقی بود که به دلیل ممانعت از فرافکنیهای انتخاباتی بارها توسط برخی از مسئولین بخصوص مدیر کل ارشاد تکذیب شد؛ اما با جایگزینی محمد محمدپور به جای علی اکبر صفی پور، تکذیبیهها نیز باطل گشت.
آنچه در ورای برکناری علی اکبر صفی پور به گوش می رسد، بازگشت وی به سازمان اسناد ملی است اما آنچه اذهان فرهنگی را به کند و کاو در این مورد وا می دارد این است که اگر تنها بهانه برای برکناری وی پایان دورهی مامور به خدمتی میبود، قطعا استاندار آذربایجان شرقی به سهولت می توانست مانع از وقوع این تغییر شده و او را بر مدیر کلی ارشاد استان ابقاء نماید.
با این حال شاید نتایج فعالیتها، شیوههای مدیریتی و عملکرد صفی پور در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی عامل اصلی است که به دلیل سوال برانگیز بودن یا توجیح پذیر نبودن، حتی دست استاندار را نیز از ابقای وی کوتاه کرد.
ایجاد موجی از تخلفات ممیزی در زمینهی انتشارات کتب، ازدیاد افراطی برگزاری کنسرتهای پاپ در سطح شهر و به حاشیه راندن هنرمندان انقلابی، برخوردهای سیاست مآبانه در مورد بنیاد فرهنگ، هنر و ادب آذربایجان، عدم توزیع عادلانهی یارانهی نشریات، صدور بی حد و حساب مجوز جهت ایجاد سایتهای خبری که چالش های متعددی را در پی داشت و خیلی دیگر از اقدامات غیر کارشناسانهای که اداره کل ارشاد مرتکب شده و حتی از پاسخگویی نسبت به سوالات پیرامون آن امتناع کردند، شاید از جمله دلایلی است که دیگر راه توجیحی برای ادامهی فعالیت صفی پور باقی نگذاشت.
با جایگزینی محمدپور در مدیریت کل ارشاد که در کارنامه خود معاونت فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی و رئیس کتابخانه مرکزی تبریز را دارد، این سوال مطرح میشود که آیا وضعیت فعلی فرهنگ استان رو به بهبود می رود یا دومی نیز چون اولی به دلیل تعلق رویکردی به دولت اعتدال، امور فرهنگی را در ورطهی افراط سیاسی غرق می کند؟!
فارغ از تمام مسائلی که از قلم بارید، مهمترین بعد ماجرا حاکمیت نگاههای سلیقهای به امر فرهنگ است؛ یعنی اگرچه تغییر مدیریت در نهادهایی چون هلال احمر، بنیاد مسکن، شهرکهای صنعتی و غیره آسیبی چند بر پیکرهی سیستم وارد نمیکند اما با توجه به ماهیت فرهنگ که بیشک ماحصل آن در بلند مدت و در قالب برنامهها و اقدامات مستمر میسر میشود، تغییرات زودهنگام مدیریتی عاقبت به کجا منتهی خواهد شد؟ آیا هنوز وقت آن نرسیده که متولیان امر با برچیدن رویکردهای سلیقه ای و سیاست زده در نهادهای فرهنگی، فکری به حال این محتضر نمایند؟