خیمه شب بازی رسانهای ترکیه و سیاست یک بام و دوهوای آذربایجان
در جریان درگیری هایی که در این سه روز اخیر مجددا بین آذربایجان و ارمنستان شکل گرفته است، ترکیه باز هم سیاست مرموز خود را راه انداخت و اردوغان اعلام کرد که اگر لازم باشد ارتش خود را در حمایت از...
به گزارش اهروصال به نقل از آناج: شاید اغراق نباشد که بگوییم ارامنه از دیرباز دندان طمع به خاک منطقه قره باغ داشتند. وقتی از اواخر دهه هشتاد زمزمه هایی از ضعف شوروی در حفظ جمهوری های وابسته به گوش می رسید، تازه زمان گل دادن نهال فاسد استالین در منطقه فرا رسیده بود. ارمنی هایی که از زمان اقامت شان در منطقه قره باغ کمتر از دو صده گذشته بود، ادعا کردند دیگر نمی خواهند قره باغ تحت حاکمیت آذری ها باشد.
این ارامنه که با سیاست کثیف استالین مبنی بر اسکان قومیت ها در دل قومیت های بزرگ تر در آذربایجان ساکن شده بودند، با گستاخی ادعای مالکیت بر خاک آبا و اجدادی آذربایجان را داشتند.
ابتدا به نظر می رسید این زمزمه ها مربوط به اوضاع نابسامان جمهوری های اقماری شوروی در آخرین ماه ها و روزهای نزدیک به فروپاشی است اما با نزدیک شدن به روزهای اعلام استقلال آذربایجان، درگیری ها بین ارامنه و آذری ها در منطقه قره باغ شدت گرفت.
سال های ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۰ زمان درگیری های بین ارامنه ساکن قره باغ با آذری های این منطقه بود. طبق آمارهای منتشر شده در زمان شوروی ترکیب جمعیتی در آن زمان ۶۰ به ۴۰ به نفع آذری ها بود. با شروع جدی درگیری ها در قره باغ، ارمنستان به حمایت از ارامنه قره باغ پرداخت و این به معنی آغاز یک جنگ چهارساله در منطقه بود.
ارامنه بارها در مناطق مختلف درگیری نظیر خوجالی و خان کندی دست به کشتار وحشیانه مردم بی دفاع آذربایجان زدند تا به این ترتیب مردم را در برابر مقاومت خلع سلاح کنند. اوضاع آذربایجان در آن روزها شاید شبیه ایران در سال های اولیه انقلاب بود که درگیر جنگ تحمیلی شد. تجاوز آن روزهای ارامنستان به همراه ارامنه قره باغ به خاک آذربایجان هر روز ابعاد جدیدی به خود می گرفت و این در حالی بود که ایران به عنوان همسایه مسلمان با دو کشور درگیر موضع صریح و روشنی در این درگیری ها داشت.
شاید سیاست های مختلف دولت ها در سال های متمادی دست خوش تغییرات شده باشد اما بدون شک سیاست حمایت از مستضعفین که از ابتدا شعار انقلاب و حضرت امام(ره) بود هیچگاه تغییر نکرده است.
جمهوری اسلامی ایران به دلایل مختلف از همان روزهای ابتدایی جنگ قره باغ با عواقب و پیامدهای این جنگ درگیر بود و از ابتدا نیز اولا تمام تلاش خود را در پایان یافتن مناقشات انجام داد و دوم اینکه در عمل به شعار حمایت از مستضعفین از هیچ کمک مالی و نظامی و مستشاری به آذری ها دریغ نکرد.
این که با تمام این کمک ها چرا آذربایجان ۲۰ درصد از خاک خود را در آن سال ها از دست داد، موضوعی است که مجالی فراخ تر می طلبد تا ابعاد قضیه روشن شود. فقط به ذکر این نکته بسنده می کنیم که یکی ازعمده ترین دلایل شکست آذربایجان در جنگ با ارمنه ، زد و بند ژنرال های نظامی آذربایجان با سیاسیون این کشور برای به قدرت رسیدن یک طیف سیاسی مخالف ایران بود که این موضوع باعث شد تا تمام زحمت ها و کمک های ایران به آذربایجان در این سال ها، تحت شدید ترین هجمه های رسانه ای در آذربایجان قرار بگیرد.
ایران طی سال های آتش بس بارها آذربایجان را بصورت پشت پرده بر کمک های خود واقف می کرد و حتی در برخی موارد نیز اسنادی از این کمک ها در اختیار اصحاب رسانه قرار می داد تا افکار عمومی را نسبت به این موضوع توجیه نماید اما براستی جای تعجب ندارد که ترکیه ای که در سال های جنگ بارها اعلام می کرد ارتش خود را برای حمایت از آذربایجان به حرکت در آورده است،حتی یک برگ سند و یک فریم عکس و فیلم از این توهم کمک ها در اختیار ندارد تا منتشر کند؟ حقیقتا ترکیه به جز بازی رسانه ای در زمان جنگ قره باغ و بعد از آن کاری نکرده است که امروز آن اقدامات را به صورت مستند منتشر کند که اگر حتی یک گلوله توپ در حمایت از آذربایجان در جنگ قره باغ شلیک می کرد امروز آن توپ را در موزه های ترکیه و آذربایجان در قابی از طلا محافظت می کردند.
اینکه ایران در سال های جنگ قره باغ از آذربایجان حمایت های متعدد نظامی و مستشاری و دیپلماتیک کرده است، موضوعی است که دیگر به اصطلاح اظهر من الشمس شده و حتی با گذشت زمان، رزمندگان ایرانی حاضر در جنگ قره باغ هم سکوت خود را شکسته و از کمک های ایران به آذربایجان پرده برداشته اند. اما حقیقت آن است که ما همیشه یک سوی این جنگ را باخته ایم چرا که اولا مظلومیت مردم قره باغ را دیده ایم که چگونه دولت ارمنستان به مردم منطقه ظلم کرده است و از سوی دیگر جفای آذربایجان را دیده ایم که جای تشکر، ایران را مسبب گرفتاری های خود در قره باغ معرفی کرده اند.
مقام معظم رهبری در سفر شان به تبریز در مرداد ماه سال ۱۳۷۲ در حمایت از قره باغ فرمودند: “دولت ارمنستان و ارامنه قرهباغ به مسلمانان این منطقه ستم میکنند و ما اقدامات اخیر ارامنه قره باغ را به پشتیبانی دولت ارمنستان صورت گرفته است محکوم میکنیم و انتظار داریم ارامنه داخل کشور ما نیز رفتار ارامنه آن منطقه را محکوم کنند.”
آنچه شکست اصلی ما در جنگ قره باغ بوده است همین جنگ رسانه ای است که آذری ها و بعضا عوامل شان در داخل ایران بر علیه ما راه اندازی کرده اند. این افراد هیچوقت حمایت های رهبر انقلاب و مسئولین بلندپایه ایران را از قره باغ نگفته اند اما همیشه بر طبل “یک ملت و دو دولت” در برابر ترکیه کوفته اند.
طی درگیری هایی که در این سه روز اخیر مجددا بین آذربایجان و ارمنستان شکل گرفته است، ترکیه باز هم سیاست مرموز خود را راه انداخت و اردوغان اعلام کرد که اگر لازم باشد ارتش خود را در حمایت از آذربایجان حرکت می دهد!!! تعجب میکنم که این چه دغل بازی است مگر کشور عضو ناتو می تواند بی اذن ناتو عملیات نظامی انجام دهد؟ مگر شما امکان این کمک را به آذربایجان دارید؟ به نظر می رسد جواب سخت نیست و اگر امکان و توان کمک نظامی داشتید از نفوذ دست پرورده های داعشی خودتان به داخل ترکیه جلوگیری می کردید تا هر روز شاهد حوادث تروریستی نباشید.
در داخل ایران نیز طبیعتا با توجه به بی مهری های مکرر دولت آذربایجان در قبال ایران و بی کفایتی و خیانت آنها در بازپس گیری سرزمین های اشغالی خود، علاقه و احساس مسئولیت انقلابی دولت ایران در موضوع قره باغ را تا حدود زیادی کمرنگ تر کرده است، اما هم اکنون به نظر می رسد علی رغم اعلام مواضع شایسته و محکم در جهت حمایت از قره باغ به عنوان بخشی از اراضی اسلام توسط برخی شخصیت ها از جمله ائمه جمعه و نمایندگان ولی فقیه در استان های شمالغرب کشور، اعلام موضع صریح و انقلابی تر دولت ایران در این زمینه لازم و ضروری است، چرا که مردم ایران نیز که علقه های متعدد فرهنگی و دینی با آن سوی ارس دارند؛ به این راحتی تجاوز آشکار ارمنستان به اراضی مسلمانان را برنمی تابند.