ناامنترین اروپای دوران پس از جنگ جهانی؛ تیشه نظامیگری بر ریشه قاره سبز
به گزارش اهروصال به نقل از فارس، مهدی محمودی؛ تاریخ اروپا داراى ادوار مختلفى است. این ادوار شامل تاریخ باستان اروپا، اروپا در قرون وسطى، اروپا در دوره رنسانس و اروپا در قرون جدید است که هربارهریک...
به گزارش اهروصال به نقل از فارس، مهدی محمودی؛ تاریخ اروپا داراى ادوار مختلفى است. این ادوار شامل تاریخ باستان اروپا، اروپا در قرون وسطى، اروپا در دوره رنسانس و اروپا در قرون جدید است که هربارهریک دوره آن آبستن حوادث و وقایع مهمى است که نه تنها تأثیرآن در اروپا بلکه تأثیراتش در پهنه جهانى قابل مشاهده است. ازجمله میتوان به انقلاب کبیر فرانسه، جنگ جهانى اول، جنگ جهانى دوم و جنگ سرد اشاره کرد.
جنگ جهانی دوم در بسیاری از کشورهای اروپایی شالوده حکومتهای رفاهی را بنیان گذاشت. حکومتهایی که به دنبال رفاه هرچه بیشتر شهروندان خود بودند. یکی از مولفه های اصلی حکومت رفاه تامین امنیت بود که کشورهایی اروپایی از تامین این کالا برای مردم به خود میبالیدند و آن را یکی از دستاوردهای مهم خود قلمداد میکردند.
اگر به تاریخ اروپا بعد جنگ جهانی دوم نگاه کنیم به غیر از جنگهای بالکان که در شرق اروپا رخ داد کشورهای اروپای غربی و اروپای مرکزی از بیشترین سطح امنیتی برخوردار بودند. با این حال طی دهههای گذشته تهدید جدیدی امنیت اروپا را نشانه رفته است که در بیشتر موارد بازتابی از مداخله نظامی کشورهای اروپا در جنگهای دیگر نقاط جهان است و در موارد دیگر اقدامی توسط گروههای افراطی خود اروپا است. حملات تروریستی طی سه دهه گذشته مهمترین عامل ناامنی در کشورهای اروپایی بوده است.
انفجار بمب در ایستگاه راهآهن بولونیا در ایتالیا در سال ۱۹۸۰ که منجر به کشته شدن ۸۵ نفر شد، انفجار خودروی بمبگذاری شده در بارسلونای اسپانیا در ژوئن ۱۹۸۷ باعث کشته شدن ۲۱ نفر شد، انفجار همزمان ۴ قطار در اسپانیا در سال ۲۰۰۴ جان ۱۹۱ را گرفت و بیش از ۲۰۰۰ مجروح برجا گذاشت، حمله به متروی لندن در انگلیس در ژوئن سال ۲۰۰۵ باعث کشته شدن ۵۶ نفر شد، حمله تروریستی نروژ در سال ۲۰۱۱ که به مرگ ۸ نفر منجر شد و حمله به دفتر مجله شارلی ابدو در اوایل سال ۲۰۱۵ از مهمترین حملات تروریستی اروپا طی چند دهه گذشته بوده است.
با این وجود حملات تروریستی اخیر در پاریس که منجر به کشته شدن حداقل ۱۲۹ نفر شده است نه تنها در فرانسه که در تمام اروپا موجی از ناامنی را به وجود آورده است. شاید اغراق نباشد که بگوییم که اروپا از زمان پایان جنگ جهانی دوم تا به امروز اینقدر با چالش ناامنی و تزلزل در تامین امنیت شهروندان خود مواجه نبوده است.
فرانسه از زمان حملات پاریس شبیه نوعی حکومت پلیسی شده است که مرتب به شهروندان خود دستور میدهد و توصیه میکند که کجا تردد کنند و کجاها تردد نکنند. در خانه بمانند یا میتوانند در شهر تردد کنند. فرانسه مجبور میشود برای تامین امنیت پایتخت خود از ارتش کمک بگیرد و سربازان ارتش این کشور در خیابانهای شهر مستقر شوند. چنین صحنه هایی طی سالهای گذشته بیشتر در کشورهایی نظیر عراق، افغانستان و یا سوریه مشاهده است و تصور اینکه ارتش در خیابانهای یک پایتخت در قلب اروپا مستقر شود تا چند وقت پیش دور از ذهن بود.
با وجود گذشت ۵ روز از حملات تروریستی پاریس، پلیس فرانسه روز چهارشنبه دوباره پاریس را به میدان جنگ تبدیل کرد و با یورش به منطقهای در شمال پاریس با تروریستها و مظنونین احتمالی مرتبط با حملات روز جمعه درگیر شد. این موضوع نشان میدهد که تروریستها همچنان در خاک فرانسه هستند و شاید انجام عملیاتهای مشابه دوباره امنیت فرانسه را بلرزاند.
دولت فرانسه که طی سالهای گذشته با مشکلات اقتصادی از جمله کسری بودجه مواجه بوده است مجبور شده است که برای تامین امنیت این کشور بودجه بیشتری را اختصاص بدهد. نخست وزیر فرانسه طی روزهای گذشته اعلام کرد که ۵ هزار نیروی پلیس جدید استخدام میکند.
سایر کشورهای اروپایی نیز در زیر شبحی از ناامنی به سر میبرند. اغلب کشورهای اروپایی از جمله ایتالیا، انگلیس و بلژیک سطح هشدارهای امنیتی خود را بالا بردهاند. در انگلیس بازی فوتبال بین انگلیس و فرانسه درحالی برگزار شد که دور تا دور ورزشگاه را نیروهای امنیتی و پلیس و ارتش اسکورت کرده بودند. در بلژیک نیز یک بازی مهم فوتبال لغو شده است.
در آلمان که هیچ حمله تروریستی را طی سالهای گذشته تجربه نکرده است برگزاری یک رویداد ورزشی مهم لغو میشود و ورزشگاه از بیم جاسازی بمب و مواد منفجره سریعا تخلیه میشود. یعنی یک رویداد ورزشی که قرار بوده آنگلا مرکل صدراعظم آلمان نیز برای تماشای آن به ورزشگاه بیاید به دلیل عدم تامین امنیت و ناامنی لغو شده است.
اکنون وقت آن رسیده است که کشورهای اروپایی علل و عوامل افزایش این ناامنی را بررسی و تجزیه و تحلیل کنند. اگر به عوامل حملات تروریستی که طی دهههای گذشته در اروپا انجام شده نگاهی بیندازیم به جز دو مورد در باقی موارد این حملات توسط عوامل خارج از اروپا و اغلب در واکنش به مداخله نظامی کشورهای اروپایی در دیگر نقاط جهان رخ داده است بنابراین اروپاییها نیاز دارند که در سیاست خارجی خود و همچنین استراتژی نظامی خارجی خود یک بازنگری اساسی انجام دهند و بیشتر از این به فکر صادر کردن ارزشهای خود به سایر نقاط جهان نباشند.
انتهای پیام/ق