رونمایی از پروژه پدر تراشی در مراسم روز خبرنگار در اهر
وبلاگ حکمت نوشت: خبری که البته دور از ذهن نبود چرا که در سطح شهر اهر و به بهانه برگزاری جشنواره سراسری تئاتر کوتاه بنرهایی نصب گردیده است که حاوی خبر فوق می باشد. البته در سال های اخیر شاهد پدرسازی...
وبلاگ حکمت نوشت: خبری که البته دور از ذهن نبود چرا که در سطح شهر اهر و به بهانه برگزاری جشنواره سراسری تئاتر کوتاه بنرهایی نصب گردیده است که حاوی خبر فوق می باشد.
البته در سال های اخیر شاهد پدرسازی های گسترده از سوی طیف و افراد خاصی در منطقه ارسباران هستیم که این مورد جدید نیز در ادامه همان تحرکات می باشد. گویا منطقه ارسباران از کمبود شدید پدر رنج می برد و با این تسمیه های عجیب و غریب و گاه حیرت آور بر غنای فرهنگی منطقه افزوده شده و مشکلات فرهنگی مان یکی پس از دیگری مرتفع خواهد شد!!
آقا محمد طاهر معروف به محمد طاهر تبریزی که در برخی منابع نیز در ادامه آن، قراجه داغی آمده است در عهد قاجار، تاجری بود که به دلیل مراودات و رفت و آمد های فراوان به اروپا و متاثر شدن از پیشرفت های فرنگ، با کمک نویسنده مشهور، میرزا مهدی تبریزی ( معروف به اختر ) نشریه ای به زبان فارسی به نام " اختر" در استانبول ترکیه منتشر نمود. این روزنامه غیر دولتی نقش بسزایی در پیروزی نهضت تنباکو داشت و در زمینه سازی نهضت مشرو طیت نیز سهیم بود و به همین دلیل نوشته های اختر با استبداد ناصری سازگار نبود و با وجود دوری از دربار شاهی تهران، همواره در تنگنا و فشار دولت ایران قرار داشت.
لازم به ذکر است که سابقه ایجاد مطبعه و انتشار روزنامه در ایران به قبل از روزنامه اختر برمی گردد و از این حیث، روزنامه اختر در رده های بعدی قرار دارد.
گرچه قبل از تجلیل از این روزنامه و بانیان آن باید در نحوه موضعگیری و رویکردهای نشریه تدقیق نمود و به تحلیل آن پرداخت ولی در اهمیت تاریخی روزنامه اختر نباید شک نمود.
با این همه آیا لازم است آقا محمد طاهر را به دلیل مدیریت این نشریه در جایگاه پدر مطبوعات ایران بنشانیم؟ قطعا اطلاق و اعطای عنوان پدر به شخصیت ها در حوزه های مختلف علمی و هنری از اسلوب خاص و روش ضابطه مند پیروی خواهد کرد نه اینکه بر اساس همشهری گری و توسط کسانی صورت گیرد که در حوزه فرهنگ دچار توهم بوده و به پدر تراشی به بهانه های واهی متهم هستند.
اصولا تعیین پدر سلف مطبوعات ایران می بایست توسط فرزندان خلف در همین حوزه و با اجماع ملی صورت گیرد که متاسفانه در اینمورد چنین پروسه ای طی نشده است. این نامگذاری خودسرانه در حد ملی در یک منطقه کوچک هر چند با عظمت به یک کودتای فرهنگی شبیه تر است که می خواهد با نادیده گرفتن مناسبات و ضوابط فرهنگی کشور با حرکت های غیر علمی و غیر اصولی بر اریکه فرهنگی مسلط شده و نگرش و طرز تلقی خود از فرهنگ ملی را به دیگران تحمیل نماید.
چنین رویکرد دگم اندیشانه در حوزه فرهنگ با ویژگی های اجتماعی و سابقه فرهنگی منطقه ما همخوانی ندارد و قطعا در درازمدت به نفع قره داغ و قره داغی ها نخواهد بود چرا که افکار فرهنگ عمومی کشور با اینگونه یکه تازی ها و زیاده خواهی های فرهنگی جریحه دار شده و حتی نسبت به جریان طبیعی و سالم فرهنگی منطقه نیز بدبینی ایجاد خواهد شد.
شاید این جریان به چنین پدر تراشی ها، درشت نمایی ها و تندروی ها در حوزه فرهنگ برای اثبات مکتب جعلی قره داغ احتیاج مبرم داشته باشند ولی تاسف بارتر این است که مسئولین فرهنگی و حتی سیاسی منطقه نیز با این جریان همراه و هم آواز شده و طوطی وار به تکرار این سمفونی ناموزون مبادرت می نمایند.