پدران دل شکستهای که در انتظار دیدن فرزندشان هستند/مردی که برادرش اجازه نداد پدر شود!
به گزارش اهروصال به نقل از آناج، راست میگویند که یک پدر میتواند ۱۰ کودک خلف را بزرگ و تحویل جامعه دهد ولی ۱۰ فرزند بعضا نمیتوانند از یک پدر که برایشان کلی زحمت کشیده نگهداری کنند،...
به گزارش اهروصال به نقل از آناج، راست میگویند که یک پدر میتواند ۱۰ کودک خلف را بزرگ و تحویل جامعه دهد ولی ۱۰ فرزند بعضا نمیتوانند از یک پدر که برایشان کلی زحمت کشیده نگهداری کنند، پدرانی که روزی در انتظار به دنیا آمدن فرزند و در آغوش کشیدن آنها بودند امروز در کنج خانه سالمندان در انتظار فرزندان خود نشستند تا بلکه حاصل زحمات چندین سالهی خود را ببینند.
در دیدگاه روانشناسی سالمند به مانند کودکیست که با کهولت سن انتظاراتش از خانواده و اطرافیان خود افزایش مییابد، برخی سالمندان به دلیل کهولت سنی حتی قادر به انجام امور شخصی خود نمیباشند و در این برهه زمانی یک پدر بیش از پیش از فرزند خود انتظار حمایت دارد.
کم نیستند پدرانی که بعد از کارافتادگی و عدم تمکن مالی لازم از سوی فرزندان خود ترد میشوند، شاید راهی خیابان و یا بیسرپرست شوند و شاید مورد دل رحمی آنان قرار گیرند و با دست خودشان پدرشان را به مرکز نگهداری از سالمندان بسپارند، برای این کار بهانه هم زیاد دارند، از دردسر کاری گرفته تا اختلاف با همسر!
امروز باهمراهی مدیرکل بهزیستی استان و معاونت توانبخشی بازدیدی از مرکز سالمندان مهر داشتیم، به دلیل حفظ آبروی فرزندان این پدران هم که شده از انتشار عکس سالمندان خودداری کردیم، وارد مرکز که شدیم با مردان دل شکستهای روبرو شدیم که حرف برای گفتن زیاد داشتند، سالمندی از یک طرف و تقدیر از طرفی دیگر آزارشان میداد، برخی هم خوابیده بودند، شاید خواب بهترین روش برای عدم مرور خاطرات گذشته و زجر کشیدنشان بود.
نوبتی در خانه فرزندانم میماندم/برای یک پدر سخت است سربار پسرش شود!
به حیاط مرکز که رفتم با سالمندی مواجه شدم که بر روی صندلی نشسته بود و به آسمان نگاه میکرد، به سراغش رفتم و از وی احوالپرسی کردم، نامش حسن بود و ۷۳ سال داشت، مرد آرام و مهربانی به نظر میرسید، وی در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی آناج، اظهار کرد: بنده ۴ پسر و دو دختر دارم، تمامی آنان ازدواج کرده و برای خود زندگی تشکیل دادند، تا ۱۰ سال قبل با همسرم زندگی میکردم و آنان هر از گاهی به ما سر میزدند اما بعد از فوت همسرم دیگر کسی نبود از من نگهداری کند، مدتی نوبتی در خانه پسرانم ماندم، اما دیگر خودم هم از عروس و نوههایم خجالت میکشیدم، میدانی جوان، برای یک پدر سخت است خرجی خود را از فرزندش بگیرد و سربار آنان شود.
زمانی که پسرم من را خانه سالمندان آورد دلم شکست!
وی ادامه داد: پس از مدتی دیگر فرزندانم با گله و شکایت عروسان دیگر حاضر به نگهداری از من نشدند، البته من هم زیاد دوست نداشتم پیش آنان بمانم، فرزندانم گفتند بهتر است تو را به مرکز سالمندان بفرستیم، آنجا بهتر از تو مراقبت میکنند، البته یکی از پسرانم مخالف این کار بود و به خاطر من با همسرش به اختلاف خورد ولی من راضی به دعوای آنان نبودم و به همین دلیل به پسرم گفتم خانه شماها راحت نیستم و خانه سالمندان بهتر است، زمانی که پسرم مرا خانه سالمندان آورد دلشکسته شدم ولی وقتی وارد مرکز شدم دیدم من تنها نیستم و دل شکستگان بسیار است.
پیرمردی که در خیابان رها شده بود!
بعد از شنیدن دردودلهای حسنآقا به سراغ مردی دیگر رفتم که در حیاط مرکز، دستهایش را در جیبش گذاشته و مدام با خود حرف میزد، سعی کردم با او همکلام شم ولی تلاش من بیهوده بود، از مدیر مرکز دربارهی اوضاع وی سوال کردم، ابراز کرد: شخصی بیسرپرست است که به حال خود در خیابان رها شده بود و با معرفی شهروندان، بهزیستی نگهداری وی را بر عهده گرفت، مدام با خود حرف میزند و گوشهگیر است.
برادرم اجازه نداد پدر شوم!
از دور مردی را دیدم که میگفت و میخندید، فردی شاد و پرانرژی به نظر میرسید، وی در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی آناج، اظهار کرد: نامم علی است و فکر کنم ۶۰ سالی داشته باشم، از قدیمیهای این مرکزم و دیگر به فضای اینجا عادت کردهام، من هم دوست داشتم ازدواج کنم و پدر شوم ولی سرنوشت این اجازه را به من نداد، تا زمانی که تنومند بودم در کنار برادرم کار میکردم، اما زمانی که دیگر توان ادارهی امور و کارگری را از دست دادم برادرم من را به حال خود رها کرد، من کار میکردم و او خرج میکرد، شاید اگر برادرم اجازه زندگی را به من میداد اکنون صاحب فرزند و خانواده بودم.
من که نمیخواستم گذشتهی تلخ وی تکرار شود سعی کردم بحث را عوض کنم، در همین حال بود که دیگر سالمندان گفتن، علی آقا خاطرات رو بیخیال، علی آقا صدای خوبی دارد و خوب هم میخواند به همین علت از وی خواستیم از آن آهنگهایی که خودش خیلی دوست دارد برایمان بخواند، شروع کرد به آواز خواندن و حال و هوای مرکز رنگ دیگری به خود گرفت، میخواند و میرقصید و بیخیال غم دنیا و جفای آدمهایش بود. شاید بهترین کار را علیآقا میکرد، در این میان بود که دیگر سالمندان به شوخی گفتند: " علی هم اگر ازدواج کرده بود اکنون مثل ما بود، مرد علی است که زن نگرفته است، ما مرد نیستیم!"
فرزندانم فراموشم کردند/دلم برایشان تنگ شده است!
در ادامه کار به سراغ مرد دیگری رفتم که بر تخت دراز کشیده و توانایی بلند شدن از بستر خود را هم به سختی داشت، به محض دیدن بنده و احوالپرسی دلش گرفت و شروع به گریه کرد، میگفت دلم برای فرزندان و نوههایم تنگ شده است ولی آنان به دیدار من نمیآیند، دیدن گریهاش برایم خیلی سخت بود، شاید در بین عوام رایج است که مرد گریه نمیکند ولی امروز پی بردم پدری که دلش بشکند و بیمهری فرزندانی که برایشان زحمت کشیده را ببیند گریه هم میکند، خیلی سعی کردم وی را آرام کنم ولی فایدهای نداشت، در نهایت بعد از چند دقیقه خودش آرام گرفت ولی درونش غوغایی بود که شاید من توانایی درک آن را نداشتم، وقتی سعی میکردم در میان بیقراری هایش وی را آرام کنم، تاکید کرد: " فقط یک پدر میتواند حال مرا بفهمد، یک عمر کار کردم و با نان حلال فرزندانم را بزرگ کردم، سختیهای زیادی کشیدم تا آنان بزرگ شوند و به جایی برسند، اما اکنون که بزرگ شدند پدر را در گوشهی خانه سالمندان رها کردند و به سراغ زندگی خود رفتند، انگار یادشان رفته است من پدرشان بودم!"
برخی سالمندان خانوادهای ندارند
بعد از گفتگو با سالمندان و شنیدن درد و دلهای آنان با مسئول مرکز نگهداری گفتگویی داشتیم تا با مشکلات و وضعیت سالمندان بیشتر آشنا شویم، شکوه موسوی در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی آناج، توضیح داد: این مرکز دارای دو بخش زنان و مردان میباشد که جمعا ۳۲ مددجو را تحت نظارت بهزیستی نگهداری میکند، هزینههای آنان از طریق یارانه دولتی و کمکهای مردمی تامین میشود ولی آنطور که باید باشد به علت کمبود اعتبار نمیتوانیم تمامی امکانات را در اختیار آنان قرار دهیم.
وی ادامه داد: برخی از این سالمندان بیسرپرست هستند و برخی دیگر به علت عدم توان مالی لازم خود به خانه سالمندان مراجعه و تقاضای نگهداری را میکنند، در این مرکز سرگرمی سالمندان قدم زدن در حیاط، صحبت با یکدیگر، تماشای فیلم و تلویزیون میباشد.
مسئول مرکز نگهداری از سالمندان مهر، با بیان اینکه خیلی کم پیش میآید سالمندی در خانه خود مورد آزار و اذیت واقع شود، خاطرنشان کرد: بیشتر خانوادهها به علت عدم توانایی مالی، شرایط خانوادگی و عدم امکان نگهداری از سالمند آنان را در اختیار مرکز قرار میدهند، برخی سالمندان اصلا خانوادهای ندارند، در روزهای ملاقات نیز خانوادهی تعدادی از سالمندان به دیدار آنها میآیند اما با این حال مورد داشتیم که فرزندان یک سالمند پدر خود را به حال خود رها کرده و به دیدار وی نمیآیند.
وی افزود: ما با بیشتر خانوادهها مشاوره کردیم و تا حد امکان از آنان خواستیم سالمند را در کنار خود نگه دارند و یا حداقل بیشتر به ملاقات سالمندان بیایند، این افراد از نظر روحی دچار مشکلات متعددی هستند و در برههی زمانی بدی قرار دارند، لذا بیش از حد نیاز به گردش و در کنار خانواده بودن نیاز دارند.
مرگ بهارعلی تلخترین خاطرهام بود!
موسوی با اعلام اینکه سالمندان بیش از حد موجود به حمایت دولت نیاز دارند، گفت: تلخترین خاطرهای که در مرکز داشتم به سال قبل بر میگردد، از اهر مددجویی داشتیم که سالها در این مرکز زندگی میکرد و نامش بهارعلی بود، در بهزیستی به بهار معروف بود، متاسفانه بیسرپرست و کرولال بود، زمانی که وی فوت کرد ضربه روحی شدیدی به دیگر سالمندان و پرسنل این مرکز وارد شد.
وی اضافه کرد: با وجود تمامی تلخیها که بعضا در این مرکز پیش میآید، خاطرات خوش نیز رقم میخورد، در این مرکز سالمندانی داشتیم که توانایی راه رفتن نداشتند ولی وقتی بعد از نگهداری در اینجا و انجام ورزش و توانبخشی با پای خودشان به آغوش خانواده برگشتند شیرینترین لحظات زندگیمان رقم خورد.
دو در هزارم سالمندان تحت پوشش بهزیستی هستند
در ادامه محسن ارشدزاده مدیرکل بهزیستی استان آذربایجانشرقی در گفتگو با خبرنگار آناج، با اشاره به وجود ۱۵ مرکز نگهداری از سالمندان در سطح استان، ابراز کرد: از این تعداد، ۸ مرکز به صورت شبانهروزی، ۵ مرکز ویزیت در منزل و ۲ مرکز به صورت روزانه که به منظور پرکردن اوقات فراغت و انجام امور توانبخشی سالمندان در نظر گرفته شده است فعال میباشند.
وی افزود: خوشبختانه با وجود اینکه ۳۶۵هزار نفر بر اساس آمار سال ۹۰ در سطح استان سالمند داریم تنها ۷۰۰ نفر از آنان در خانه سالمندان نگهداری میشوند و بقیه در کنار خانواده و اقوام خود ساکن هستند.این تعداد اندک نیز به دلیل معلولیت، بیسرپرستی و آلزایمر و برخی مشکلات دیگر که گریبانگیر سالمندان است در مراکز تحت نظارت بهزیستی نگهداری میشوند.
دولت ۴۰ درصد هزینهی نگهداری از سالمندان را پرداخت میکند!
مدیرکل بهزیستی استان با بیان اینکه از هر هزار نفر دو سالمند به خدمات بهزیستی نیاز دارد، اذعان کرد: هزینه نگهداری هر سالمند در مرکز، ماهیانه حداقل یک میلیون تومان میباشد که ۴۰ درصد آن از طریق یارانه دولتی و مابقی از طریق مشارکتهای مردمی تامین میشود، سالمندانی وجود دارند که کنترل خود را از دست دادهاند و یا برخی دیگر به علت بیماری از رژیم غذایی خاصی استفاده میکنند.
وی ادامه داد: برخی سالمندان دارای وضعیت مالی مناسبی هستند و خود ماهیانه مبالغی را به عنوان سهم آورده به مرکز پرداخت میکنند اما تعداد چنین افرادی انگشت شمار است. شاید اگر کمکهای مردمی نبود خدمات ما به سالمندان با کمبودهای چشمگیری مواجه میشد.
و اما در پایان؛
پدر لطف خدا بر آدمیزاد
پدر کانون مهر و عشق و امداد
پدر مشکل گشای خانواده
پدر یک قهرمان قوق العاده
پدر آموزگاریست بیمواجب
پدر کولهباریست از مخارج
پدر سرخ میکند صورت به سیلی
رخ فرزند نگردد سرخ و نیلی
پدر یک داستان نانوشته
پدر همراه مادر در بهشته
"تا پدرمان در کنارمان است قدرش را بدانیم، بعضی اوقات از رفتارمان وقتی پشیمان میشویم که دیگر خیلی دیر شده است، روز پدر بر تمامی پدران ایران زمین مبارک باد"
نویسنده: مجید قنبرزاده
کلید واژه ها:
خانه سالمندان
مدیرکل بهزیستی استان
محسن ارشدزاده
مرکز نگهداری مهر
نظر شما
نام :*
ایمیل :
آناج نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمیکند.
لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید.
توصیه میشود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمییابند.
نظر شما: *