به گزارش اهروصال؛ به نقل از سرویس فرهنگی ماهنامه مشکات هدایت؛ کلیه مناسبت ها و حوادث تاریخی در دین مبین اسلام بر تقویم قمری استوار می باشد. ” یَسئَلونَکَ عَنِ الاَهِلّه قُل هِی مَواقیتُ لِلّناسِ ” (سوره بقره – آیه یکصد وهشتاد ونه). لذا مبحث استهلال از منظر شرع مقدس حائز اهمیت فراوان می باشد و در روایت های مختلف بر عمل نمودن به این امر و استحباب آن تاکیدات فراوانی صورت گرفته است. از جمله ی این مناسبت ها که رابطه تنگاتنگی با استهلال پیدا می کند روزه و نماز عید فطر می باشد. با توجه به اینکه برخی از ماه های قمری بیست و نه روز و برخی دیگر نیز سی روز می باشد برای مسلمین تعیین دقیق اول و آخر هر ماه مخصوصا ماه مبارک رمضان بسیار مهم می باشد.

در فقه جعفری (ع) پنج روش برای ثبوت اول ماه های قمری ذکر شده است:

  • رویت هلال ماه توسط فرد مکلّف: به عنوان مثال اگر شخصی با چشمان خود، هلال اول ماه رمضان را ببیند باید روزه بگیرد و اگر هلال اول ماه شوّال را رویت کند باید افطار نماید.
  • شهادت دو نفر عادل: اگر فردی از دو نفر عادل که به آنها از نظر خبره بودن نیز اطمینان دارد بشنود که هلال ماه را دیده اند بر آن فرد، اول ماه اثبات می شود.
  • اصل شیاع: شیاع از ریشه شیوع می باشد یعنی اگر دیده شدن ماه و اثبات اول ماه رمضان و یا اول ماه شوال در جامعه شیوع پیدا کرده و به تواتر نقل شود و اکثر مسلمین آن روز را اول رمضان و یا آخر شوال بدانند بر فرد مکلف نیز ثبوت آن واقع می شود.
  • گذشتن سی روز از اول ماه قمری: مثلا اگر سی روز از اول ماه رمضان گذشته باشد روز بعد قطعا اول ماه شوال و عید فطر خواهد بود.
  • حکم حاکم شرع: مراد از حاکم شرع، ولی فقیه و یا مراجع معظم تقلید می باشد. در این روش اگر مرجعی بر رویت هلال ماه نظر بدهد مقلدین آن مرجع می توانند به آن نظر عمل نمایند.

چهار روش اول، مورد اتفاق همه مراجع عظام تقلید می باشد امّا روش پنجم ( حکم حاکم شرع ) را عده ای از فقها قبول ندارند و معتقد هستند که اثبات اولین روز ماه های قمری از جمله ماه مبارک رمضان و ماه شوال  تقلید پذیر نیست و شخص مکلف فقط می تواند با یکی از روش های چهارگانه دیگر به یقین و اطمینان برسد. از جمله ی مراجعی که حکم حاکم شرع را در این موضوع قبول ندارد حضرت آیت الله العظمی حاج سید علی سیستانی ( حفظ الله ) می باشد. بر اساس نظر معظم له مقلدین ایشان نمی توانند برای اثبات اول ماه به نظر مراجع از جمله خود ایشان مراجعه نمایند. بلکه مقلدین ایشان می بایست به استهلال روی آورند و یا از دو نفر عادل جویا شده و یا بر اساس اصل ” شیاع ” و نظر قاطبه ی جامعه عمل نمایند.

بحث دیگری که در این میان وجود دارد لحاظ کردن و یا لحاظ نکردن اتحاد و اختلاف افق در سرزمین ها و مناطق مختلف می باشد. بدین ترتیب که برخی از مراجع معظم تقلید معتقد هستند که اگر هلال ماه در یک منطقه دیده شود می توان آن رویت را به مناطقی که با آن اتحاد افق دارند نیز سرایت داد و حکم واحدی صادر نمود. و یا برخی دیگر از فقهای بزرگوار بر این عقیده هستند که اگر در منطقه ای هلال ماه رویت شود آن رویت بر مناطقی که در غرب آن منطقه هستند نیز حجیّت دارد و در نهایت برخی از مجتهدین عظیم الشان قائل به اتحاد افق نبوده و به تفکیک و اختلاف افق در مناطق مختلف قائل هستند. حضرت آیت الله سیستانی ( مد ظلّه ) در زمره مراجعی قرار دارند که بر تفکیک افق معتقد می باشند.

با این ترتیب و شرحی که در بالا آمد عزیزانی که امسال در شهر اهر، ادعا نمودند که بر اساس نظر حضرت آیت الله سیستانی، روز جمعه بیست و پنجم خرداد عید فطر نبوده است در حقیقت برخلاف فتوی و نظر آن معظم له عمل نموده اند چرا که اولا بر اساس نظر صریح ایشان، حکم و نظر مرجع تقلید مدخلیتی در ثبوت اول ماه قمری ندارد و ثانیا بر اساس فتوای آیت الله سیستانی، به دلیل اختلاف افق ایران با افق عراق نمی توان حکم و نظری که بر عراق صادر شده است را به ایران نیز سرایت داد. مقلدین ایشان در ایران مجاز هستند که صرفا بر اساس رویدادهای نجومی در افق ایران به تشخیص موضوع هلال ماه بپردازند نه اینکه برخلاف فتوای معظم له به تقلید از نظر حاکم شرع مبادرت نمایند. لذا در این فقره استناد به نظر آن مرجع عظیم الشان توسط کسانی که خود را مقلد آیت الله سیستانی می دانند هیچگونه پایه و مبنای فقهی ندارد.

مساله دیگری که در این میان وجود دارد و با مبانی فقهی سازگاری ندارد اقامه نماز عید فطر در روز جمعه بیست و پنج خرداد توسط کسانی است که آن روز را آخرین روز ماه مبارک رمضان می دانستند و به عید فطر نبودن همان روز یقین حاصل نموده بودند. اکنون این سئوال پیش می آید آنهایی که روز جمعه را ملحق به ماه مبارک کرده بودند چگونه نمازی را که فقط مختصّ روز عید فطر است را اقامه نمودند؟! و چگونه نیّت نماز عید فطر را کرده بودند؟

پر واضح هست که ” نیّت ” از واجبات نماز و یکی از ارکان آن می باشد و قطعا در نماز عید فطر نیز اینگونه می باشد لذا برای اقامه انواع نمازها و نیّت نمودن بدان، باید وقت شرعی آن نماز فرا رسیده باشد. کما اینکه تا زمانی که وقت نماز صبح که از هنگام طلوع فجر تا طلوع آفتاب می باشد فرا نرسیده باشد هر گونه نیت نمودن و خواندن نماز صبح در قبل از وقت شرعی، نماز را باطل می کند. در مقوله نماز عید فطر نیز اگر فردی یقین حاصل نماید که امروز آخرین روز ماه رمضان می باشد اقامه نماز فطر که مخصوص روز عید فطر می باشد نه روزهای دیگر، محلّی از اِعراب نخواهد داشت چرا که از نظر فقهی، نیّت، مُتِمَشّی نمی شود و نمی توان قصد قربت نمود. کما اینکه نماز عید قربان و قربانی آن را نمی توان یک روز زودتر و در روز عرفه به جا آورد.

اصطلاح فقهی ” مُتِمَشّی ” از ماده ” مَشی ” گرفته شده که در عربی به معنای راه رفتن می باشد و اینکه گفته می شود قصد قربت برای نمازگزاران فطر در آن روز مُتِمَشّی نبوده است به این معناست که قصد قربت و نیت کردن برای آنها حاصل نشده بود تا بتوانند نماز را شروع کرده و جاری بسازند چرا که بر اساس اطمینان خودشان وقت شرعی نماز فرا نرسیده بود و آنها نمی توانستند نیّت کرده و قصد قربت نمایند.

با این اوصاف، کسانی که برای آنها آخرین روز ماه رمضان به انحای مختلف اثبات شود و به آن یقین حاصل نمایند و با این وجود نماز عید فطر بخوانند اعمّ از اینکه امام نماز فطر باشند و یا ماموم، نمازشان صحیح نخواهد بود. مامومینی هم که همان روز را عید فطر می دانستند و در نماز مذکور شرکت نموده بودند با عِلم بر اینکه امام نماز فطر، آن روز را عید فطر نمی دانست به دلیل صحیح نبودن نماز امام، نمازشان محل اشکال و ایراد است.

امّا اینکه گفته می شود نمازی که خوانده شده بود به قصد رجاء بوده است قابل قبول نیست چرا که قصد رجاء در مواردی به کار می رود که حالت شک و احتمال در کار باشد نه در موضوعی که یقین بودن آن برای مکلّفین ثابت شده است. مثلا فرد نمی تواند با وجود اطمینان به اینکه هنوز نیم ساعت به وقت نماز صبح مانده است به قصد رجاء، نماز صبح را به جا آورد.

نماز عید فطرِ این عزیزان زمانی به قصد رجاء درست خواهد بود که روز اول شوّال در نظر آنها محتمل بوده باشد و الّا اگر یقین به سی ام ماه رمضان داشته اند نماز فطرشان حتی به قصد رجاء هم صحیح بودنش مورد مناقشه است بماند که طبق نظر اکثر فقهاء، نماز عیدین ( فطر و قربان ) هم همانند نماز جمعه نیاز به استیذان ( کسب اجازه ) از ولی فقیه دارد و نماز این بزرگواران هم طبق این مبنا، لنگی پیدا می کند.

به هر حال اگر این دوستان طالب وحدت بین مسلمین هستند بهترین کار این بود که طبق اصل ” استصحاب “، آن روزِ مشکوک را سی ام ماه رمضان در نظر گرفته و آن روز را امساک می کردند و نیازی به تبلیغات مبنی بر عدم رویت هلال و عدم ثبوت عید فطر توسط آیت الله سیستانی ( مد ظلّه ) نبود چون همانطور که بیان شد اولا  ایشان حکم مرجع تقلید را در ثبوت هلال کافی نمی داند و ثانیا اتحاد افق را هم برای ثبوت هلال کافی نمی دانند بنابراین ثبوت و عدم ثبوت هلال در عراق دلیلی بر ثبوت و یا عدم ثبوت آن در ایران نمی شود.

مطلب دیگر این است در روزی که توسط مقام معظم رهبری عید فطر اعلام شد اکثر مراجع معظم تقلید نیز که دارای ستادهای استهلال مستقل در استان های مختلف می باشند عید فطر اعلام کردند در حالیکه برخی از این فقهاء، رویت و ثبوت هلال را فقط با چشم غیر مسلّح و عادی  قبول دارند! به عبارت بهتر رویت هلال ماه در افق ایران حتمی و قطعی بود.

با این اوصاف و تفاصیل معلوم می شود که اصرار بر عدم رویت هلال  و همزمان اقامه نماز عید فطر!! در آن روز، هیچگونه مبنا و دلیل فقهی نداشته و یقیناً از دلایل و انگیزه های سیاسی و نیز اقتصادی! نشات گرفته است.