محمدرضا باقر پور در اهروصال نوشت؛

بسیاری از مراسم که اکنون در جامعه ایرانی و در برخی مناطق، با شدت و اهمیت بیشتری، جزو سنت‌های فراموش‌نشدنی! مردم شده و هزینه‌های هنگفتی را نیز روی دست صاحبان مراسم و عزا گذاشته، فاقد وجاهت شرعی و دینی هستند.

یکی از این سنت‌ها که ظاهراً جزو دین هم شده و به یک دغدغه بزرگ برای صاحبان عزا تبدیل‌شده، مراسمی است که هنگام رحلت و تحت عناوین مختلف برگزار می‌شود؛ درحالی‌که برخی از این کارها، کاملاً برعکس روایات و احکام دینی می‌باشند.

اگر شخصی از دنیا رفت، مستحب است تا سه روز، غذایی از بیرون تهیه‌کرده و برای بازماندگان وی ارسال کنند.

امام باقر علیه‌السلام فرموده‌اند: سزاوار است همسایگان صاحب‌عزا، به مدت سه روز، برای صاحبان عزا طعام درست کنند.

امام صادق علیه‌السلام نیز فرموده‌اند: غذا خوردن نزد اهل مصیبت، از کارهای دوران جاهلیت است و سنت پسندیده، آن است که برای عزاداران، طعام و غذا ارسال شود.

آن‌گونه که پیامبر اکرم (ص) درباره بازماندگان جعفر بن ابی‌طالب سفارش به ارسال طعام نمودند؛ لذا عوض هزینه‌های هنگفتی که می‌شود و حتی بعضاً کارهای خنده‌دار و چندش‌آوری هم انجام می‌گیرد، مثل دعوت از تعدادی افراد غریبه به‌ظاهر عزادار! برای گرم کردن مراسم ترحیم و گریه کردن! که در شهرهای بزرگ و به‌خصوص تهران معمول است،  می‌توان درراه‌های بهتر و سودمندتری برای فرد متوفی و بازماندگان خرج کرد؛ مانند صدقات جاریه، وقف، خدمات آموزشی، مدرسه‌سازی، مسجد سازی، راه‌سازی و بناهایی که عموم مردم از آن استفاده کنند؛ همچنین، شناسایی افراد فقیر و مستمند و رسیدگی به وضع آنان، قبولی سرپرستی ایتام و هزینه برای بیماران خاص و سرطانی و… در مورد مراسم سوم و هفتم و… که معمول و عرف شده، حقیر چیزی که در روایات ذکرشده باشد، نیافتم اما مراسم چهلم به‌خصوص که متأثر از برپایی مراسم اربعین سالار شهیدان است؛ شاید موردعنایت بوده باشد.

بحث روی سوم، هفتم، چهلم یا سالگرد نیست؛ بحث بنده این است که به قول دوستمان جناب آقای قنادی، به پلوخوری‌ها پایان بدهیم و از خودمان نیز شروع کنیم؛ نترسیم از اینکه مردم چه چیزی خواهند گفت.

بگذارید مردم هرچه می‌خواهند، بگویند و البته درهرحال، بیشتر مردم، حرف‌هایشان را خواهند گفت! و انتقادهایشان را خواهند کرد؛ بارها دیده‌ام که در مجالس این‌چنینی، دو سه جور خورشت و غذا و دسر و…گذاشته‌اند و از مردم به بهترین حالت پذیرایی شده اما تعدادی از همین مردم، بعد از بیرون آمدن از تالار غذاخوری، انتقادهایی تند داشته‌اند! مثل این انتقادها که غذایشان خوب بود اما نوشابه‌شان اگر مشکی بود، بهتر بود.

اگر ترشی هم می‌گذاشتند، خیلی خوب می‌شد و اگر حلوا را خودشان درست می‌کردند، بهتر بود و صدها اما اگر ها و انتقادهای دیگر.

بنده با اجازه ابوی محترم و با مشورت گرفتن از بزرگان، علاوه بر پذیرایی خیلی مختصر از میهمانانی که از راه دور و نزدیک تشریف آورده بودند و همچنین حلوا پختن و به آشنایان و همسایگان دادن و تدارک ناهار برای تعداد محدود صد نفر از آن‌هایی که حضور مستمر داشتند و کارها را جلو می‌بردند، کلیه هزینه مراسم را از طریق بانک ملی، شعبه کوی اطبای تبریز، به‌حساب زلزله‌زدگان اخیر واریز کردیم و مبلغی هم به بیماران خاص تخصیص یافت که عنوان کردن رقم مبالغ مربوط، شاید زیاد پسندیده نباشد از این نظر که شاید یک‌چشم و هم‌چشمی دیگری را نیز به دنبال داشته باشد که به نظرم این کارها یا مواردی شبیه همین کارهای خیر، با شناخت دقیقی که از والده داشتم و مشابه همین کارها را خودشان بارها انجام می‌دادند و در برخی موارد هم با مخالفت شخص بنده مواجه می‌شدند، خواست مرحومه نیز بوده است.

می‌خواهم تمام کنم حرف‌هایم را؛ می‌خواهم بگویم این حرف‌های خوب را همه می‌زنند اما وقت عمل، کسی پیش‌قدم نمی‌شود و شاید بگوید چرا من؟! ما به‌نوبه خود و علی‌رغم تحمل شنیدن حرف‌های زیادی از دور و نزدیک در مخالفت با برخی کارها، در این راه پیش‌قدم شدیم و خوب می‌شد اگر «کمپینی هم در این موضوع و با عنوان نه به پلوخورها» در فضای مجازی راه‌اندازی می‌شد.

انتهای پیام/