سیدرضا موسوی در اهروصال نوشت؛

واژه فرهنگ تعاریف و معانی فراوانی دارد که جامعه شناسان برای آن ذکر کرده‌اند لذا برای بررسی و پرداختن به همه آن‌ها نیاز به زمان و میدان پژوهشی وسیع است تا بتوان به نقاط قوت و یا ضعف آن‌ها با این حجم گسترده‌ای که دارد دست‌یافت بنابراین به چند نمونه از آن معانی و تعاریف رایج اشاره می‌کنیم .

برخی فرهنگ را برآمده از اعتقادات .اخلاق .و ارزش‌ها که رفتار افراد جامعه متأثر از آن سه شکل می‌گیرد تلقی کرده‌اند

یا آداب‌ورسوم را شالوده اصلی فرهنگ می‌دانند  مثل.پوشش .زیان .دانش .هنر .ذوقیات .صنعت…هست را فرهنگ ذکر می‌کنند یا رفتارها و ارزش‌های پذیرفته‌شده که شکل‌دهنده بخش اصلی قواعد و مقررات یک جامعه است را فرهنگ تلقی کرده‌اند در مواردی هم ازنظر اندیشمندان فرهنگ ویژگی تاریخی در بعضی از مجموعه‌های شکل‌دهنده فرهنگی را دارد مثل پوششی که اقوام و جوامع درگذر زمان متناسب با آن زمان انتخاب کرده‌اند یا مراسمات و رسوماتی که درگذر زمان به اشکال گوناگونی متناسب با عصر خود انتخاب کرده یا درگذر تاریخ که از نسلی به نسل‌های بعدی انتقال‌یافته دستخوش تغییرات می‌شود مثل سبک زندگی که درگذر تاریخ مناسب با آن زمان تغییرمی کند و ازاین‌دست تعاریف و معانی فراوانی که در مورد واژه فرهنگ صورت پذیرفته و ذکرشده …حال نگاهی هم به تعریف واژه فرهنگ از دیدگاه اسلام می‌اندازیم در رابطه بافرهنگ در جوامع غیر اسلامی دین از فروع وزیر شاخه‌های فرهنگ ذکرشده و به‌عنوان یک‌بخشی از فرهنگ قرارگرفته است که از نگاه اسلام کاملاً رد است و موردقبول نیست چراکه اسلام خود سازنده فرهنگ است.اینکه بعضی خلط‌هایی در بیان مفهوم فرهنگ به وجود آمده به خاطر آن است که مفهوم فرهنگ را شامل آداب‌ورسوم محلی می‌دانند و آن را عنصر اصلی و محوری قرار می‌دهند اما محور اصلی فرهنگ باورها و عقاید به خدا .انسان .ارتباط انسان باخدا وجهان و طبیعت .یعنی اصول دین .توحید .نبوت . معاد .با اصطلاح جدید فلسفه .شناخت بینش‌های انسانی یا هستی‌شناسی که قبل از این اصول دین گفته می‌شد عنصر اول فرهنگ اسلامی است

عنصر دوم ارزش‌ها و خوب بدهایی است که اسلام یک سلسله خوب و بدهای ثابت و ابدی و بعضی از آن‌ها را نسبت به زمان و مکان قابل‌تغییر ارائه داده است منظور از ارزش‌های ثابت اصول ارزشی و مبانی است عنصر سوم شیوها و رفتارهای خاص بر خواسته از آن بینش‌ها و ارزش‌هاست این سه عنصر اصلی فرهنگ اسلام‌اند یعنی آنچه را که باید به آن معتقد باشیم و خوب و بدهای رفتار ما را مشخص می‌کند لهجه .لباس .گویش‌های گوناگون محلی و…ربطی بافرهنگ ندارند اسلام معین نکرده چه بپوشیم و چه گویشی داشته باشیم فرهنگ اصیل اسلامی آن سه عنصراست .منطقی‌ترین تعریف برای فرهنگ به نظر همین است عاملی که به زندگی انسان معنا می‌دهد اصول یا اعتقادات احکام فروع دین و اخلاق ارزش‌های انسانی.حال ببینیم این سه عنصر اصیل اسلامی در جامعه ما محافظت‌شده ؟

نقش مسئولین فرهنگی بااین‌همه سازمان‌های گسترده و هزینه‌های آن‌چنانی در حفظ و قوام فرهنگ و هدایت جامعه و سوق دادن اذهان عمومی به باور هویت واقعی و ملی تا چه حدی قابل دفاع است

چندی است که جریانی که هم در مراکز تصمیم سازی و تصمیم‌گیری  صاحب قدرت و نفوذ و یا مسئولیت‌هایی هستند یا از روی غفلت و یا ساده‌اندیشی  سعی در انحراف افکار عمومی از واقعیت‌های فرهنگی و سابقه تاریخی و واقعیت‌های انقلابی هستند همان نظریه مشهور آمریکایی که اول ذهن‌ها و قلب‌ها را باید تسخیر کرد آنگاه دیگر نیاز به لشکرکشی و حمله نظامی نیست آن‌ها خودشان خواسته‌های ما را برآورده خواهند کرد توماس فریدمن. نویسنده مشهور آمریکایی که مسئولیت‌های امنیتی و جاسوسی و مدیریت بحران‌ها در کشورهای دیگر را در پرونده خود دارد در کتاب دشمنتان را بشناسید. در اواسط این کتاب به موضوعات غرب آسیا (خاورمیانه)می‌پردازد و می‌نویسد که نبردهای پیش رو چونان جنگ‌های جهانی نخواهد بود حتی شباهتی هم به تقابل بلوک غرب با شرق که به دوران جنگ سرد ازیاد می‌شود نخواهد داشت رویارویی لیبرال دموکراسی خواست ایالات‌متحده با فاشیسم و کمونیسم و از جنس سخت نخواهد بود که بتوان با اتم و تسلیحات پیشرفته موازنه نبرد را بسود امریکا رقم زد چراکه از گوشه خاورمیانه کشوری در حال ظهور است که هم ازلحاظ ایدئولوژی وهم ازلحاظ استراتژی‌های متنوعی که دارد درصدد تغییر هژمونی قدرت در خاورمیانه است و کشورهای حاشیه خلیج‌فارس را که از منابع سرشار و اهمیت راهبردی برخوردارند توانسته با تئوری‌های قابل دفاع موفق همسویی باسیاست‌های خود کند جنگ پیش رو جنگ مذهب‌هاست جنگی که نه‌تنها سلاح‌های مدرن و پیشرفته دران کارایی نخواهد داشت جنگ پیش رو از حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌های ایران علیه ایالات‌متحده و شرکای آن خواهد بود جنگ نامنظمی که از مساجد ائمه جماعت  و منابر خطیبان جنگ مدرسه‌ها در حقیقت جنگ فرهنگ‌ها و باورهاست .که باید برای آن‌ها فکری در جنس خودشان کرد اینجاست که اهمیت سند۲۰۳۰یونسکو آرام‌آرام مشهود و ملموس می‌گردد آنجا که امام جامعه کراراً تأکید بر تبیین و آگاهی بخشی در شناساندن این سند می‌کنند را باید در استراتژی‌ها و تئوری‌های جهان مستکبر مدرن جستجو کرد در حوزه آموزشی کشورهای عربی برنامه‌ای تدوین کرده‌اند و در مدارس آن‌ها تدریس می‌شود که خروجی آن اسراییل نه دشمن که برعکس حامی و دوست اعراب معرفی می‌کند و این را به کودکان و نوجوانان آن‌ها به‌صورت فشرده القا می‌کنند تا ذهنیتی که در موضوع فلسطین و اسراییل غاصب کودک کش‌دارند تغییر دهند این سند نه یک سند آموزشی که تحمیل ایدئولوژی سکولار وپلورالیزاسیون کردن دینی جوامع است و تدوینگران مرکزی آن‌ها نئولیبرالهایی هستند که به‌ظاهر به اشعار تساهل و تسامح وتولرانس و اعتدال که در اصل افراطی که باورشان این است که بازار حقیقت انسان را می‌گوید این‌یک مبحث معرفتی کلان است که می‌خواهند همه دنیا را درگیر آن سازند تا بتوانند بهره خود را ببرند یا این قضیه fatfو محیط‌زیست و آلودگی سطح زمین که در پاریس تصویب‌شده یا بانک جهانی پول و کنفرانس سالانه اقتصادی داووس و…

این‌ها همگی صرفاً برای یک هدف به وجود آمده‌اند آن‌هم برای سلطه گری و به تاراج بردن ثروت‌های جوامع جهانی است

و همه این مسائل مهم و حساس یک بعد آن‌ها بافرهنگ رابطه مستقیم دارند و در صورت غفلت مسئولین بسیار خطرناک که خرابی‌ها نه از بعد مادی که اعتقادی ارزش‌های اخلاقی غیرقابل برآورد خسارات خواهد بود

 

مردم آذربایجان و منطقه ارسباران از دیرباز به دین اسلام و مذهب شیعه ایمان آورده و معتقد هستند که دین حق و مذهب حق همین است .حال مقصود ما از فرهنگ .فرهنگ اصیل اسلام است .افرادی هستند که فرهنگ را( فولکلور ) و آن را صرفاً در چند موضوع خلاصه می‌کنند به نظر دچار خلط مبحث هم شده باشند اگر فولکلور یا عقبه و آداب‌ورسومی که از نسل‌های پیشین به نسل فعلی رسیده وهمان آداب‌ورسوم و سنت‌های گذشتگان راداریم و در صورت حذف آن و یا تغییر آن بخشی از امور عامه مردم دچار مشکل می‌شود در این صورت بله به فرهنگ اطلاق می‌کند در غیر این فولکلور مفهوم چندانی نخواهد داشت با این وجود نمی‌توان فرهنگ را در فولکلور خلاصه کرد.

گذشته از این موضوعات امکان دارد از رسومات گذشتگان به نسل ماهم رسیده. می‌شود گفت که این همان رسمی است که درگذشته بود ؟! یا احتمال این می‌رود که درگذر تاریخ و دست‌به‌دست و سینه‌به‌سینه به نسل‌های بعدی سپرده‌شده آن ماهیت اصلی را ازدست‌داده ولو صورت ظاهری و کاریکاتوری آن حفظ‌شده باشد آیا می‌توان فرهنگ بومی یا(فولکلور)را به این رسومات نسبت امثال از دیرباز هنر موسیقی ساز درد یار ما بوده است و عاشق‌ها با سازترانه و شعر می‌خواندند و دیار به دیار سفر می‌کرده و با زبان شعر و ساز عاشق باهم مباحثه می‌کردند.آیا این هنر درهمان ماهیت و سبک و رسومات وجود دارد؟!این‌ها شاید از زیرمجموعه و از شاخه‌های فرعی فرهنگی باشند اما عنصر اصلی فرهنگ نیستند فرهنگ نباید درگذر تاریخی دستخوش تغییرات بشود فرهنگ آن مجموعه را اطلاق می‌شود که نتوان آن را حذف یا تغییر داد چراکه هویت و باورهای عامه با آن عوض خواهد شد و کمتر جامعه‌ای هست که این‌چنین قاعده‌ای را قبول کند اینکه نگارنده بعضی از فولکلورهارا در تعریف فرهنگ نمی‌داند این است که اگر آن مورد را از آداب‌ورسوم عامه حذف کنیم اختلال در رفتار و آداب‌ورسوم ما که متأثر از عدم آن در واکنش‌های اجتماعی و روابط فی‌مابین و بروز ناهنجاری نخواهد شد چنانچه تا حدود زیادی هم حذف‌شده لیکن مشکلی درروند زندگی عامه که متاثر از آن باشد بوجود نیامده است.

شواهد نشان می‌دهد که جریان غرب‌گرا با زاویه فکری که با انقلاب اسلامی دارند در تلاش هستند با روش‌ها و ترفندهای به‌ظاهر شیک و باکلاس ولنگاری و تهاجم فرهنگی بتوانند تغییر باورها و ترویج سبک زندگی غربی در جامعه دینی را رقم بزنند مثلاً تأکید برجذب توریسم .جذب مربی ورزشی از کشورهای خارجی .تأکید بر عادی‌سازی بانوان در مکان‌های ورزشی و استادیوم‌های فوتبال و…اردوهای مختلط دانشجویان به کشورهای خارجی و داخلی جشن‌های فارغ‌التحصیلی‌های مختلط که شباهت زیادی با کنسرت‌های خلاف عرف و شرع هستند همایش‌ها و محافل به‌ظاهر هنری و سنتی که صرفاً خلاصه در سازوآواز هستند و نوع رقص محلی و هزاران فعالیت ازاین‌دست که یقیناً با احکام شارع مقدس و فرهنگ اسلامی در تقابل و تضاد هستند

وقس علیهذا…