امام خمینی (ره) خستگیناپذیر، سازشناپذیر، شکستناپذیر
حضرت امام خمینی (ره) پـس از انبیاء بزرگ الهی و معـصومان (ع) از کمنظیرترین و ممتازترین شخصیتهای تاریخ بشریت است که با اندیشههای بلند الهی و تلاشهای صادقانه خویش مسیر تاریخ را دگرگون کرده و سرمنشأ...
رحیم رضاخانی در اهروصال نوشت؛
حضرت امام خمینی (ره) پـس از انبیاء بزرگ الهی و معـصومان (ع) از کمنظیرترین و ممتازترین شخصیتهای تاریخ بشریت است که با اندیشههای بلند الهی و تلاشهای صادقانه خویش مسیر تاریخ را دگرگون کرده و سرمنشأ تحولات عظیمی در ایران وجهان گردید. او نمونه انسان کامل و شخصیتی جامع است که یکی از اصیلترین انقلابهای تاریخ را به پیروزی رساند و نظامی بیبدیل را پایهریزی و رهبری نمود و با تکیهبر عنصر آگاهی، استقامت و شجاعت تزلزلی آشکار در ارکان و مبانی مکاتب الحادی و تمدنهای مادی غرب و شرق به وجود آورد.
امام خمینی رحمهالله در روز ۲۰ جمادیالثانی ۱۳۲۰ هجری قمری مطابق با ۳۰ شهریور ۱۲۸۱ هجری شمسی همزمان با سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا علیهالسلام در شهرستان خمین از توابع استان مرکزی ایران در خانوادهای اهل علم و هجرت و جهاد و در خاندانی از سلاله زهرای اطهر علیهالسلام به دنیا آمد، پدر بزرگوار ایشان، مرحوم آیتالله سید مصطفی موسوی، از معاصران آیتاللهالعظمی میرزای شیرازی رحمهالله بود و درحالیکه بیش از ۵ ماه از ولادت امام نمیگذشت، به دست طاغوتیان و خوانین تحت حمایت عمّال حکومت وقت، به دلیل سردادن ندای حقطلبی به شهادت رسید.
امام خمینی رحمهالله دوران کودکی و نوجوانی را تحت سرپرستی مادر مؤمنهاش، بانو هاجر و عمه مکرمهاش، صاحبه خانم، گذراند. قسمتی از معارف متداول روز و علوم مقدماتی و سطح را نزد معلمان و علماء منطقه فراگرفت و در سال ۱۲۹۸ ش عازم حوزه علمیه اراک شد و در سال ۱۳۰۰ ش اندکی پس از هجرت آیتاللهالعظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی به قم، رهسپار حوزه علمیه قم شد و به ادامه تحصیل علوم حوزوی پرداخت.
همزمان با فراگیری فقه و اصول به فراگیری ریاضیات، هیئت فلسفه، عروض، قوافی و فلسفه اسلامی و غرب و عالیترین سطوح عرفان نظری و عملی پرداخت. او طی سالهای طولانی در حوزه علمیه قم به تدریس چندین دوره فقه، اصول، فلسفه و عرفان و اخلاق اسلامی پرداخت. در سال ۴۰ و ۴۱ ماجرای انجمنهای ایالتی و ولایتی موجب شد تا رهبری نهضت اسلامی مردم ایران را به عهده گیرد که با تلاشهای خستگیناپذیر ایشان این نهضت در سال ۱۳۵۷ به پیروزی رسید؛ و بالاخره در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ پس از عمری مجاهدت، به ملکوت اعلا پیوست.
امام خمینی در پیروی از فرمایش امام علی (ع)، در رعایت پرهیزکاری و نظم در امور، از نمونههای کامل به شمار میروند که ضمن تهذیب نفس و تقوا، برای تمامی ساعات شبانهروز برنامهای خاص داشتند. تمامی کارهای ایشان، ازجمله مطالعه، عبادت، دعا و نیایش، رسیدگی به امور مسلمانان و کشورهای اسلامی، استراحت و اوقات فراغت و انجام امور برنامه و زمان مشخصی داشتند. ایشان ضمن پشتکار و خستگیناپذیری، بر خدا توکل میکردند که همین ویژگیها، سبب بهرهبرداری هرچه بهتر از ساعات پربرکت عمر ایشان به شمار میرود.
امام خمینی (ره) در عین داشتن صلابت و صراحت، پدری مهربان و دل سوز و یاری امین برای اطرافیان و آشنایان نیز بودند. یکی از فرزندان این بزرگوار در وصف پدر چنین میگوید: «امام با افراد خانواده بسیار گرم و مهربان بودند، ولی درعینحال به خاطر جذبهای که داشتند، از ایشان حساب میبردیم. امام همه اولادشان را به یک نظر نگاه میکردند، بهطوریکه بعدازاین همهسال، متوجه نشدیم کدامیک از فرزندانشان را بیشتر دوست داشتهاند»، آیندهنگری و عاقبتاندیشی در امور، از ویژگیهای شخصیتی امام خمینی (ره) به شمار میرفت که همواره به آن توجه وافری داشتند. ایشان درجایی فرموده بودند: «در این مبارزه، بذری را که الآن میکاریم، ممکن است پنجاه سال دیگر به نتیجه برسد».
بصیرت، بینایی و دیدن مسائل و عمق زوایای امور، از ویژگیهای شخصیتی امام خمینی (ره) به شمار میرفت که در فراز و نشیبهای مسائل، از آن استفاده میکردند. ایشان نقل میکنند که: «گاهی کسی پیش من آمده، شروع به صحبت میکند؛ (ولی) هنوز حرفش تمام نشده، میفهمم که آنچه میخواهد بگوید، چه نقشهای دارد و چه نتیجهای میخواهد از این ملاقات بگیرد»
امام خمینی (ره) از همه علوم لازمه برای موفقیت در نهضت بهرهمند بود. او عالمی اسلامشناس، سیاستمدار، مردمشناس، آگاه به مسائل روز دنیا و تاریخ عمومی و تاریخ اسلام بود که از فلسفه و عرفان و اخلاق و همه علوم تخصصی حوزوی در حد بسیار بالایی برخوردار بود بهگونهای که نهتنها درحرکتهای خود نیاز علمی به کسی نداشت؛ بلکه از استادان مشهور به شمار میرفت. یکی از نزدیکان امام میگوید: «یکی از اساتید نجف میگفت: من بیست سال در نجف درس خواندم و خیال میکردم مستغنی شدهام، اما وقتی امام نجف آمدند و من به درس او رفتم! دیدم خیر، هنوز چیزی نفهمیدهام».
مردان بزرگ، به فراخور عظمت روحی خود، اهدافی بس والا را در نظر دارند. آنها، دوردستها را مینگرند و به لحاظ داشتن جایگاه والا و احاطه بر اُمور، دایره دیدشان بسیار وسیعتر از دایره دید دیگران است و طبعاً درراه رسیدن به هدف موردنظر، به فراخور ارزش هدف، هزینه میکنند و برای رسیدن به آن هدف، خستگی به خود راه نداده و به شکست فکر نمیکنند؛ زیرابه هر حال درراه انجاموظیفه معتقد به وجود شکست نیستند. امام از زمره آن مردان بزرگی بود که هدفی بس بزرگ را در نظر داشت. او به تحوّلی عمیق در جامعه و انقلابی فراگیر که منجر به تغییرات بنیادین در جامعه شود، میاندیشید، ازاینرو، ایشان برای نیل به این هدف، تمامی مشکلات و مصیبتها را به جان خود خرید و از بهترین جایگاه و موقعیت در حوزه علمیه چشمپوشی نمود و دستگیری و زندان و تبعید را بر آن ترجیح داد و هیچگاه با دشمن از سر سازش درنیامد.
امام پس از آزادی از زندان شاه در ردّ مطلبی که از طرف رژیم شاه بهدروغ در مطبوعات به روحانیت نسبت دادهشده بود که مقامات روحانی با دولت به توافق رسیدند، مطالبی بیان کردند و شدیداً این مسئله را ردّ نمودند. ایشان باکمال شجاعت فرمودند: «خمینی» آنجا هم که بود، تو حبس هم که بود، مجد اسلام را حفظ میکرد. میتواند حفظ نکند؟ اسلامی که پیغمبر اسلام، اینقدر زحمتش را کشیده است، ائمه هدی اینقدر خوندلش را خوردهاند، علماء اسلام اینقدر زحمتکشیدهاند، خمینی و امثال خمینی میتوانند که یکچیزی بگویند که برخلاف مصالح اسلام باشد؟
و خستگیناپذیر امام، به ایشان اجازه سکوت نداد، آنگاهکه امام فرزند برومند خود را از دست داد، درحالیکه او را امید آینده اسلام میدانست، خم به ابرو نیاورد و حتی در مقابل دیدگان اغیار، اشکی نریخت؛ درحالیکه علاقه عجیبی به آن شهید داشت و دراینباره دارای روحی سرشار از عواطف و احساسات بود. او شهادت فرزند خویش، آقا مصطفی را از الطاف خفیه الهیه دانست.
هنگامیکه امام در عراق بود و ازآنجا انقلاب را رهبری مینمود، در تخییر بین باقی ماندن در سکوت و بین ترک آنجا و ادامه فعالیتها، راه دوم را برگزید و تسلیم فشارهای دشمنان نگردید، امام در مقابل آنان فرمود: و ما هم تعهداتی خودمان داریم نسبت به اسلام و نسبت به ملت خودمان. ما به کار خودمان ادامه میدهیم… من اعلامیه میدهم، نوار هم پر میکنم و میفرستم. منبر هم اگر رفتم، صحبت میکنم. اینها چیزی است که من نمیتوانم خلافش را بکنم.
قیام حضرت امام (ره) هم از حیث نظرى، هم از حیث آرمانى و هم از حیث عملى تأثیرات و تحولات شگرف و قابلتوجهی را برجهان غرب بر جای گذارده است، همانگونه که مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی) فرمودند امام (ره) مبشر دوران جدیدی در تاریخ حیات بشری است که مطالبات معنوی بشر و رویکرد دینی و مذهبی انسان بیش از ادوار گذشته و چند قرن اخیر، جلوهگر خواهد شد، البته: «امام خمینی (ره) پیامبر تازهای نبود، اما او از یادآوران بود، از مخاطبان «انت مذکر» که عهد فطری مردمان با خداوند را به آنان یادآوری کرد و پس از چند قرن که از هبوط بشر در مصداق جمع کلی میگذشت چون اسلاف خویش از ابراهیم و اسماعیل و محمد (ص) دورهای از جاهلیت و عصر دیگری از دینداری زا آغاز کرد، این عصر تازه را باید عصر امام خمینی (ره) نام نهاد».
رهبر معظم انقلاب اسلامی دراینباره میفرمایند: امام ما برای حیات دوباره اسلام، درست همان راهی را پیمود که رسول معظم صلیالله علیه وآله پیموده بودند؛ یعنی راه انقلاب را. این عصر را باید «عصر امام خمینی» نامید؛ و ویژگی آن، عبارت است از بیداری و جرئت و اعتمادبهنفس ملتها در برابر زورگویی ابرقدرتها و شکستن بتهای قدرت ظالمانه و بالندگی نهال قدرت واقعی انسانها و سر برآوردن ارزشهای معنوی و الهی، امام خمینی رضوانالله تعالی علیه، الگو و نمونه حیات جامعه انقلابی ماست و خطوط اصلی انقلاب، همان است که امام ترسیم فرموده است.
امام، آن روحالله بود که با عصا و ید بیضای موسی و بیان و فرقان مصطفوی به نجات مظلومان کمر بست، تخت فرعونهای زمان را لرزاند و دل مستضعفان را به نور امید روشن ساخت، سختترین حوادث در اقیانوس وجود او (امام) تلاطم ایجاد نمیکرد؛ او بر هواهای خود امیر بود. امام به همه فهماند که انسان کامل شدن، علی وار زیستن و تا نزدیکی مرزهای عصمت پیش رفتن، افسانه نیست.
بیست و هفتمین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره)، ظهور انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت روحالله (ره) که موجبات بیداری و احیاگری اسلامی با محوریت اسلام ناب، مقتدر و انقلابی است را گرامی میداریم.